بازتاب انتقال آب رود زاب به دریاچه ارومیه بر مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی،گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی،گروه علوم سیاسی، مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی،گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

پژوهش حاضر در پی بررسی و پاسخ به این پرسش است که بازتاب‌های انتقال آب رود زاب به دریاچه ارومیه در سطح منطقه و اثرات آن بر مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق به چه نحو است. لذا یافته‌های پژوهش گویای آن است که تشدید خشکسالی و کاهش آب ورودی به دریاچه ارومیه، باعث افت تراز آب آن و بروز پیامدهای منفی زیست محیطی شده و نوعی چالشی فراگیر در سطح ملی پدید آورده که دولت، برای برون‌رفت از این ابرچالش، اقدام به اجرای طرح انتقال آب از رودخانه زاب کوچک به دریاچه ارومیه نمود. ایجاد موقعیت فرادستی و افزایش قدرت مانور ایران در مناسبات آبی خود، ایجاد دید منفی عراق نسبت به ایران و گمان هژمونی‌سازی آبی از سوی ایران و به تبع آن، افزایش تنشهای آبی در خاورمیانه با سد سازی‌ها و پروژه‌های انتقال آب ایران و درگیر کردن امنیت منطقه‌ای از مهمترین پیامدهای هیدروپلیتیک موثر بر مناسبات ایران و عراق بوده و این پیامدها می‌تواند موجبات بروز یک بحران هیدروپلیتیکی را در مناسبات فیمابین ایران و عراق فراهم آورد بنابراین از جمله پیامدهای هیدروپلیتیکی این پروژه می‌توان تجمیع آب پشت سدها، انتقال آب یک حوضه به حوضه‌های دیگر، کم‌آبی و بی‌آبی‌های حوضه‌های پایین دست به اشاره کرد. همچنین روش تحقیق پیش روی توصیفی – تحلیلی بوده و با توجه به سرشت موضوع مورد مطالعه، داده‌های مورد نیاز از روش‌های کتابخانه‌ای و اینترنتی گردآوری شده و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل کیفی انجام شده است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

آب، عنصری اساسی است که در فرایندهای حیاتی و زیست همه موجودات و توسعه پایدار جوامع نقش بااهمیتی دارد (دانش‌مهر و همکاران، 1398: 2). این ماده به‌عنوان عنصر مهم خلقت و یکی نیازهای بی‌جایگزین بشری، درحالِ‌حاضر در نقاط بی‌شماری از جهان (نیرومندفرد و شهیدی، 1397: 234)، به دلیل افزایش جهانی تقاضای آب شیرین، آلودگی منابع آب و دگرگونی‌های آب و هوایی (صدرانیا و همکاران، 1400: 113) در وضعیت نامطلوبی قرار دارد که حتی در بسیاری از موارد می‌توان آن را بحرانی نامید (نیرومندفرد و شهیدی، 1397: 234). کمبود آب، تهدیدی برای محیط‌زیست است و بحران‌های زیست‌محیطی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت، زیرا این منبع حیاتی و زیست‌شناختی مهم، منشأ و سرآغاز همه فعالیت‌های انسانی است و کمبود آن تأثیر مستقیمی بر تمام جنبه‌های زندگی انسان دارد (Toset et al, 2000: 968). بنابراین آب، یکی از عوامل طبیعی و جزء عوامل مهم ژئوپلیتیکی به شمار می‌رود (نامی و محمدپور، 1389: 34). شکاف بزرگی بین تقاضا و عرضه آب در سراسر جهان وجود دارد که به یک بحران تبدیل شده است. بنابراین، اگر این عدم تعادل با روش‌ها و راهکارهای مدیریتی کنترل نشود، منجر به بروز بحران در سطوح مختلف منطقه‌ای، ملی و جهانی می‌شود (دانش‌مهر و همکاران، 1398: 2). امروزه، برای غلبه بر مشکل کمبود آب، انتقال میان حوضه‌ای آب از راه مرزهای بین‌المللی، ملی و منطقه‌ای انجام می‌شود تا نیاز بخش‌های مختلف صنعت، کشاورزی، مصرف خانگی، برق‌آبی و زیست‌محیطی در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی برآورده شود (ایران‌خواه و همکاران، 1396: 2). دریاچه ارومیه هم به‌عنوان بزرگ‌ترین دریاچه داخلی کشور، دومین دریاچه آب شور جهان (عقلمند و عباسی، 1396: 2) و یکی از شش حوضه آبریز کشور است که در سطحی به وسعت 51876 کیلومترمربع، بخش قابل‌توجه و مهمی از قلمرو سرزمینی استان‌های آذربایجان غربی و شرقی و بخشی از استان کردستان را در برمی‌گیرد (سلطانی و همکاران، 1395: 36)، طی دهه گذشته به علت کاهش شدید سطح آب، افزایش شوری، با شرایط بحرانی (حسینی و خضری داشکسن، 1395: 2) و بروز پیامدهای منفی زیست‌محیطی (ایران‌خواه و همکاران، 1396: 92) مواجه شده است. از مهم‌ترین دلایل این امر می‌توان به کاهش بی‌سابقه آب دریاچه در چند سال اخیر به علت خشک‌سالی بی‌سابقه، سدسازی، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب حوضه دریاچه، کشاورزی سنتی و کاهش مقدار ورودی به دریاچه نسبت به جریانات خروجی از دریاچه اشاره کرد (حسینی و خضری داشکسن، 1395: 2). ازاین‌رو، برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی، طرح انتقال آب رودخانه زاب به حوضه آبریز دریاچه ارومیه مورد مطالعه و اجرا قرار گرفت و این پروژه بر روی رودخانه زاب کوچک و سرشاخه‌های آن اجرا شد (ایران‌خواه و همکاران، 1396: 92). درمجموع یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که پروژه انتقال آب از رودخانه زاب کوچک به دریاچه ارومیه برای احیای این دریاچه، علاوه بر خطر کاهش سطح میزان آب زیرزمینی دشت پیرانشهر و نشست زمین، تبعات اقتصادی-اجتماعی و زیست‌محیطی بسیاری در حوضه آبریز رودخانه زاب در پی داشته است. ازجمله پیامدهای هیدروپلیتیکی این پروژه می‌توان تجمیع آب پشت سدها، انتقال آب یک حوضه به حوضه‌های دیگر، کم‌آبی و بی‌آبی‌های حوضه‌های پایین‌دست به اشاره کرد (دیانت و همکاران، 1398: 140).

 

  1. پیشینۀ تحقیق

براساس نتایج مطالعات، مدیران باید مهارت‌های لازم را برای تعامل با کارکنان و پاسخ‌دهی مؤثر به آن‌ها در اختیار داشته باشند. به عقیده مدیران، توانایی مهارت‌های ارتباطی، مهم‌ترین عامل تصمیم‌گیری سازمان به هنگام استخدام و موفقیت افراد در زمان شروع به کار است. همچنین حافظه کاری یک متغیر واسطه است بین منابع شناختی و حافظه بلندمدت و استراتژی‌های آموزش مهارت‌های ارتباطی باید بر پایه تمرینات حافظه کاری انجام شود. باتوجه به اهمیت موضوع، مطالعات متعدد و مختلفی در ارتباط با پژوهش موردنظر انجام‌شده است که در جدول (1)، به تعدادی از آن‌ها به همراه نتایج آن اشاره ‌شده است.

 

 

 

جدول 1: پیشینۀ تحقیق

ردیف

محققان

توضیحات

1

ناپ و همکاران

(2003)

در مقاله‌ای با عنوان «انتقال آب، کشاورزی و مدیریت آب‌های زیرزمینی: یک تحلیل اقتصادی پویا» که در ژورنال مدیریت محیطی به چاپ رسیده، به بیان اثرات زیست‌محیطی انتقال آب از بخش کشاورزی برای مصارف شهری پرداخته و معتقدند که این انتقال آب باعث افزایش برداشت آب از آبخوان و کاهش تغذیه سفره آب زیرزمینی شده و در نهایت تکامل سیستم تولید را به مرور تغییر می‌دهد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که انتقال آب‌های سطحی به خارج از حوضه آبریز باعث افزایش تنش در آبخوان می‌شود و مدیریت کارآمد اقتصادی توانست بسیاری از تبعات منفی انتقال آب را کاهش داد.

2

سلطانی و همکاران

(1395)

در مقاله‌ای با عنوان «ارزیابی پیامدهای احتمالی انتقال آب حوضه زاب به دریاچه ارومیه» که در فصلنامه جغرافیا و پایداری محیط، شماره 3، به چاپ رسیده است، به ارزیابی پیامدهای انتقال آب رودخانه زاب هم بر حوضه مقصد و هم بر حوضه مبدأ با نگاهی آمایشی پرداخته‌اند. نویسندگان در این مقاله با روش پرسش‌نامه‌ای و بهره‌گیری از نظریات 100 نفر از کارشناسان و متولیان ذی‌ربط و با هدف شناسایی پیامدهای آمایشی (مثبت و منفی) این انتقال در حوضه مبدأ و مقصد، با استفاده از تحلیل‌های آماری (رگرسیون خطی چندمنظوره) به پیش‌بینی این پیامدهای احتمالی پرداخته‌اند. نکته مهم و قابل‌توجه این تحقیق این است که به گفته کارشناسان، انتقال آب از نظر زیست‌محیطی، موجب احیای دریاچه ارومیه نمی‌شود و فقط به‌مثابه یک مسکن موقتی عمل کند. این تحقیق نشان می‌دهد که در میان نتایج مثبت، متغیر زیست‌محیطی، بیشترین اثرگذاری و در میان نتایج منفی، متغیر اجتماعی- فرهنگی، بیشترین اثرگذاری را در پیاده‌سازی برنامه انتقال آب زاب به دریاچه ارومیه داشته‌اند.

3

ایرانخواه و همکاران

(1396)

در مقاله‌ای با عنوان «پیامدهای زیست‌محیطی انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه» که در ماهنامه آفاق علوم انسانی، شماره 7 به چاپ رسیده است، به ارزیابی پیامدهای زیست‌محیطی این انتقال آب بین حوضه‌ای هم بر حوضه مبدأ (رودخانه زاب) و هم بر حوضه مقصد (دریاچه ارومیه) پرداخته‌اند. یافته‌های این تحقیق بیانگر این مهم است که پس از اجرایی شدن طرح انتقال آب رودخانه زاب به حوضه دریاچه ارومیه، روند کاهش سطح آب‌های زیرزمینی در دشت پیرانشهر در پایین سد سیلوه، تشدید شده است. به گونه‌ای که سطح آب‌های زیرزمینی پس از اجرای پروژه به 92/2 متر کاهش یافته است. این در حالی است که آب‌های زیرزمینی محلی، دارای روند کاهشی 43/3 سانتیمتر در سال بوده و این ممکن است بحران زیست‌محیطی در حوضه را شدت بخشد.

4

نامی و محمدپور

(1389)

در مقاله‌ای با عنوان «تحلیل هیدروپلیتیکی حوضه‌های غرب کشور؛ نمونه: زاب، سیروان و الوند» که در فصلنامه جغرافیا و توسعه ناحیه‌ای، شماره 14، به چاپ رسیده، با روش توصیفی و تحلیلی به ارزیابی پیامدهای هیدروپلیتیکی استفاده از منابع آب حوضه رودخانه‌های غرب کشور (زاب، سیروان و الوند) بر مناسبات و روابط سیاسی ایران و عراق پرداخته‌اند. این تحقیق به بررسی هیدروپلیتیک حوضه رودخانه‌های غرب کشور (زاب، سیروان و الوند) و پیامدهای آن پرداخته و در نهایت راهکارهایی درباره نحوه اجرای پروژه‌های کنترل آب و کاهش هزینه‌های سیاسی – اجتماعی آن‌ها ارائه کرده است.

5

نیرومندفر و شهیدی

(1397)

در مقاله‌ای با عنوان «هیدروپلیتیک ایران و عراق و بهینه کردن مصرف آب‌های مشترک مرزی» که در فصلنامه سیاست جهانی به چاپ رسید، با شیوه توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های هیدروپلیتیک ایران و عراق پرداخته است. در نهایت به این نتیجه رسیده که هیدروپلیتیک ایران در برخورد با عراق باید رویکرد هیدرودیپلماسی و بدون تنش داشته باشد و افق آینده هیدروپلیتیک ایران و عراق باید حول مدیریت مشترک دو کشور در اروندرود باشد.

6

صدرانیا و همکاران

(1400)

در مقاله‌ای با عنوان «تأثیر بحران کم‌آبی بر مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق» که در فصلنامه آمایش سیاسی فضا در سال 1400 به چاپ رسید، با روش توصیفی- تحلیلی و روش تئوری بنیان داده‌ها، این فرضیه را بررسی کردند که هیدروپلیتیک در جهت‌دِهی به سیاست خارجی عراق در تعامل با ج.ا.ایران بازتاب بیشتری خواهد یافت و در پایان مقاله به این نتیجه رسیده‌اند که با توجه به محدودیت فزاینده منابع آبی، افزایش مصرف آب و کاهش آب‌های ورودی به عراق از طریق رودهای مرزی ایران، بخش عمده‌ای از امنیت آبی و غذایی عراق مورد تهدید قرار گرفته است و به‌این‌ترتیب، فرضیه خود را تأیید نموده است.

7

دیانت و همکاران

(1398)

در مقاله‌ای با عنوان «تأثیر هیدروپلیتیک زاب کوچک بر روابط سیاسی ایران و اقلیم کردستان عراق» که در فصلنامه پژوهش‌های سیاسی جهان اسلام وابسته به انجمن مطالعات جهان اسلام به چاپ رسیده، به طرح این سؤال پرداخته‌اند که هیدروپلیتیک رودخانه زاب کوچک چه تأثیری روی روابط سیاسی ایران و اقلیم کردستان عراق می‌تواند داشته باشد؟ نویسندگان در این تحقیق که با روش توصیفی- تحلیلی انجام‌شده، در نهایت با طرح فرضیه موقعیت فرادستی ایران نسبت به اقلیم کردستان عراق از لحاظ توپوگرافی و داشتن امتیازات بالاتر در بهره‌مندی از رودخانه زاب کوچک، به این نتیجه رسیده‌اند که ایران به سبب دارا بودن اهرم‌های فشار در روابط آتی خود با اقلیم کردستان، معادلات منطقه‌ای را به نفع خود تغییر می‌دهد و این موضوع می‌تواند در روابط سیاسی دو طرف تأثیرگذار باشد. این اهرم‌های فشار، باعث بالا رفتن قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات دوجانبه با اقلیم کردستان می‌شود.

 

  1. مفهوم‌شناسی پژوهش

2-1. هیدروپلیتیک[1]

هیدروپلیتیک، علم نوظهوری است که در یک زمان کوتاه توسط محققان مختلفی پایه‌گذاری و به‌عنوان زمینه پژوهشی مشترک از سوی پژوهشگران رشته‌های علوم سیاسی، جغرافیا، اقتصاد و مدیریت منابع آب مورد مطالعه قرار گرفت (محمدی و همکاران، 1391: 232). واژه هیدروپلیتیک، نخستین بار در عنوان کتاب «هیدروپلیتیک دره نیل»[2] اثر «جان واتربوری»[3] انتشارات «دانشگاه سیراکیوز»[4] به سال 1979 به کار رفت (کاویانی راد، 1398: 25). «آنتونی تورتون»[5] (2002)، اساس تعریف خود از هیدروپلیتیک را بر امر توزیع قرار می‌دهد و بر پایه آن، هیدروپلیتیک را تخصیص آمرانه ارزش‌ها در جامعه با محوریت آب تعریف می‌کند (Turton, 2002: 13). «آرون. پی. الهانس»[6]، هیدروپلیتیک را مطالعه نظام‌مند درگیری و همکاری دولت‌ها بر سر آن دسته از منابع آبی که از مرزهای بین‌المللی می‌گذرند، تعریف می‌کند (کاویانی راد و نصرتی، 1401: 89). براساس این تعریف، هیدروپلیتیک بر درگیری و همکاری دولت‌ها به‌عنوان بازیگران اصلی در حوضه‌های مشترک بین‌المللی رودخانه‌ای تأکید دارد (کاویانی راد، 1398: 26). بنابراین، مفهوم هیدروپلیتیک گرایشی جدید و نوظهور از جغرافیای سیاسی است که به بررسی روابط بین «مناسبات قدرت»[7] و تعامل جوامع و واحدهای سیاسی- فضایی بر سر منابع آب شیرین از مقیاس محلی تا جهانی را مطالعه می‌کند (کاویانی راد، 1398: 40). ازاین‌رو، هرگونه مناسبات قدرت در پیوند با آب، در هر مقیاسی که نمود بیابد در قالب دانش واژه هیدروپلیتیک بررسی و واکاوی می‌شود. به‌طوری که هیدروپلیتیک به‌عنوان یکی از رشته‌های جغرافیای سیاسی، کارکرد آب را در مناسبات قدرت در قالب رویکردهای مختلف همکاری، هماوردی، تنش و جنگ کنشگران سیاسی و واحدهای سیاسی- فضایی بررسی می‌کند (رشیدی نژاد و همکاران، 1399: 14). بنابراین، مفهوم هیدروپلیتیک، به بررسی روابط بین دولت- ملت‌ها می‌پردازد. این روابط شامل طیفی از همکاری و یا نزاع، با عنایت به منابع آبی مشترک و ظرفیت آن است. اصطلاح هیدروپلیتیک ریشه در علم هیدرولوژیک و فرایندهای سیاسی داشته و در بیشتر مرزهای آبی بین‌المللی یک موضوع نگران‌کننده و بحران بزرگ است (Martignago, 2011: 74). هیدروپلیتیک به علمی اطلاق می‌شود که همکاری و تضاد بین دولت‌ها را به‌عنوان بازیگران اصلی در رابطه با منابع آبی مشترک مطالعه می‌کند. بنابراین، ارتباط بین سیاست خارجی و چالش‌ها و مسائل آب از طریق هیدروپلیتیک یا سیاست آب برقرار می‌شود (دیانت و همکاران، 1398: 135).

2-2. مناسبات هیدروپلیتیکی[8]


هرگاه مطلوب (قدرت، ثروت و منزلت) محدود باشد مناسبات قدرت سر برمی‌آورند. پیوستگی و وابستگی زیست و زیستگاه به آب از زمان پیدایش نخستین جوامع انسانی مناسبت ساز بوده است (کاویانی راد، 1398: 24). یکی از تهدیدات اساسی و چالش‌های پایدار قرن 21 که آینده زندگی بشر در این کره خاکی را به‌شدت مورد تهدید قرار داده، کمبود منابع و ذخایر آب شیرین تجدیدشونده در جهان است (صادقی، 1395: 118). منابع آب (شیرین) پایه‌ای‌ترین بنیاد زیستی هستند که پراکنش و حجم آن تابع ویژگی‌های آب و هوایی، الگوی بارش و موقعیت و عوارض جغرافیایی مناطق است (کاویانی راد، 1398: 24). داده‌های موجود نشان می‌دهد که این کمبود بیشتر در قالب هماوردی و نزاع در معادلات و دادوستد بازیگران قدرت پدیدار شده است (کاویانی راد و نصرتی، 1401: 88). زیست پایدار انسان و دیگر موجودات، با کم‌آبی سازگاری چندانی ندارد. در آن مناطقی که بارش اندک دارند تلاش برای تأمین آب (شیرین و آشامیدنی) از گذشته در کانون توجه حاکمان و کارگزاران بوده، طوری که تلاش برای تأمین آب به طیفی از مناسبات قدرت (هم‌زیستی، همکاری، کشمکش و جنگ) میان دارندگان آب و متقاضیان به آن دامن زده است (کاویانی راد، 1398: 24). بنابراین به فراخور برداشتی که قلمروداران (کارگزار، نماینده یا حاکم) از رفاه، امنیت و توسعه خود دارند، یکی از ابعاد مناسبات قدرت در قالب همزیستی، هماوردی، کشمکش و جنگ را برمی‌گزینند.

شکل 1: الگوی مفهومی هیدروپلیتیک (کاویانی راد، 1396: 40)

یافته‌ها گویای آن است که اساساً وضعیت مطلوب برای انسان با نبود آب بی‌معنا و با کمبود آب ناسازگار و ناپایدار است. ازاین‌رو، کوشش برای فراهم‌سازی منابع پایدار آب همواره در پس اندیشه و عملکرد قلمروداران وجود داشته است (کاویانی راد و نصرتی، 1401: 90). واکاوی مناسبات هیدروپلیتیک بازیگران فرامرزی گویای آن است که برخلاف پنداشت‌های واپسین دهه‌های سده بیستم که سده بیست‌و‌یکم، جنگ آب، رویکرد غالب مناسبات هیدروپلیتیک خواهد بود، بررسی اندرکنش‌های آب پایه چند دهه اخیر نشان می‌دهد، رویکرد حاکم بر مناسبات هیدروپلیتیک همکاری کشورهای کناره حوضه آبریز و منبع مشترک آب بوده است که در این میان، بهره‌گیری از رهیافت‌های حقوق بین‌الملل آب، نمود و بسامد بالایی داشته است (کاویانی راد، 1398: 41).


شکل تعامل کشورها در استفاده از آب‌های مشترک، طیف متفاوت و گسترده‌ای از سازگاری و همکاری کامل تا اختلاف و درگیری را در برمی‌گیرد (کاویانی راد، 1384: 338) و به‌طور معمول در رویکردهای مختلف در مورد هیدروپلیتیک بر عواملی مانند نزاع و همکاری، بازیگری دولت‌ها و کنش در آبریز بین‌المللی تأکید می‌شود؛ بنابراین ژئوپلیتیسین‌ها، قرن کنونی را قرن هیدروپلیتیک دانسته و معتقدند که بیشتر تنش‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای به دلیل بحران برآمده از کمبود آب خواهد بود (نامی و همکاران، 1399: 350). شکل (2)، ارتباط بین کمبود منابع آب و اقدامات تنش‌زا را نمایش می‌دهد.

شکل 2: نمودار رابطه بین کمبود منابع آب و رفتارهای تنش‌زا (نامی و همکاران، 1399: 351

به نقل از Sawain, 2004: 20)

2-3. بحران آب

آب، مهم‌ترین عامل حفظ حیات موجودات است (رحیمی، 1382: 25). حیات ابتدا در اقیانوس‌ها شکل گرفت و آنگاه به مرور به خشکی منتقل گردید (کرمی و همکاران، 1395: 30). حدود 71 درصد از سطح زمین را آب پوشانده است. از این مقدار، حدود 5/97 درصد آن را دریاها و دریاچه‌های نمک، حدود 5/2 درصد بقیه را آب شیرین در سطح زمین تشکیل می‌دهد که از این مقدار، 3/0 درصد آب رودخانه‌ها، 8/30 درصد آب‌های زیرزمینی و 9/68 درصد را یخچال‌ها و پوشش دائمی برف کوه‌ها تشکیل می‌دهد (نامی و محمدپور، 1389: 134). بنابراین از مجموع آب‌های کره زمین، فقط 014/0 درصد آب قابل مصرف بوده و در واقع زیست آدمی بسته به همین میزان آب است. از این مقدار حدود 001/0 درصد آب در جو، گیاهان، رودخانه‌ها و حیوانات، 005/0 درصد رطوبت موجود در خاک و 007/0 درصد آب شیرین در دریاچه‌ها وجود دارد (گل‌کرمی و کاویانی راد، 1396: 117). ماندگاری زیست و پایداری زیستگاه‌های انسانی بدون آب شیرین ناممکن است (صدرانیا و همکاران: 1401: 115). طی چند سال گذشته برخاسته از افزایش مصرف آب، منابع آب شیرین به‌شدت محدود شده‌اند. این محدودیت نیز با تغییرات اقلیمی در قالب کاهش بارش و تغییر نوع بارش از جامد به مایع در بسیاری از مناطق جهان همراه بوده که برآیند نهایی آن کمبود و بحران آب به‌ویژه در کشورهای واقع بر نوار بیابانی جهان بوده است. بااین‌حال، دانش واژه تغییر اقلیم امروزه بیشتر برای دگرگونی در شناسه‌های آب و هوایی کنونی به کار می‌رود (کاویانی راد، 1399: 5). به‌طور کلی مشکل کمبود آب و کاهش تدریجی منابع آن به دلیل مصرف، سبب شده تا آب نقش مهمی در تشکیل نوعی روابط اجتماعی و سیاسی ملت‌ها به‌ویژه در مناطق خشک جهان داشته است. امروزه آب به یک موضوع مهم ژئوپلیتیکی تبدیل‌شده و روابط بین دولت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد (حافظ نیا و نیکبخت، 1381: 46) و حتی می‌تواند در روابط فی‌مابین واحدهای سیاسی جهان تأثیرگذار باشد. به‌طوری که امروزه به‌صورت کالایی رقابتی و درعینِ‌حال نگران‌کننده زیست انسان‌ها وارد عرصه معادلات، درگیری‌ها و نزاع بین دولت‌ها شده است (گل کرمی و کاویانی، 1396: 116). بحران آب می‌تواند تبعات سیاسی- اجتماعی به همراه داشته باشد. تغییرات جمعیتی، کاهش رشد اقتصادی، افزایش آوارگان آب (افرادی که به دلیل خشک‌سالی از محل سکونت خود کوچ کرده‌اند) و حتی تغییر در خلق‌وخوی جوامع و الگوهای رفتار اجتماعی، مشکلاتی هستند که همگی از کمبود و ضرورت آب ناشی می‌شوند و موجب شده‌اند تا پژوهشگران به تأسی از نام‌گذاری سده بیستم به قرن نفت، قرن بیست‌ویکم را قرن آب بنامند، زیرا آب به دلیل ایجاد تنش‌های خشونت‌بار به یک چالش و درعینِ‌حال کالایی کمیاب تبدیل شده است (مرادی طادی، 1396: 75). بحران آب می‌تواند تبعات سیاسی-اجتماعی به همراه داشته باشد. تغییرات جمعیتی، کاهش رشد اقتصادی، افزایش تعداد آوارگان آب  و حتی تغییر در نگرش و خلق‌وخوی جوامع و الگوهای رفتار اجتماعی، همگی چالش‌ها و مسائلی هستند که در اثر کمبود آب به‌عنوان یک نیاز ضروری بشر ایجاد می‌شود.

 

2-4. نظریه‌ها (نظریه هایپوتیتکا[9] پیتر هاگت)

در دانش جغرافیای سیاسی، اولین الگویی که با ارائه مدلی به توضیح خاستگاه‌های جغرافیایی تنش بین همسایگان پرداخت، الگوی هایپوتیتکای «پیتر هاگت»[10] جغرافی‌دان معروف انگلیسی بود (کاویانی راد، 1384: 339). او درباره عوامل گوناگون ایجاد تنش در روابط سیاسی و اقتصادی دولت‌ها، یک مدل نظری ابداع کرده که در آن به 4 مورد مرتبط با رابطه آب و سیاست اشاره می‌کند؛ این موارد عبارتند از: خط تقسیم آب، رودخانه‌های مرزی، حوضه‌های آبگیر موجود در یک کشور و تأثیر آن بر کشورهای همسایه و مرزهای دریایی (پاک‌نژاد متکی و فرجی راد، 1389: 82). پیتر هاگت، در یک جامعه خیالی، تنش‌های آبی را در دو شکل زیر مورد بررسی قرار داده است:

        ربودن آب علیای (بالادست) رود؛

        دگرسویی (اختلاف) تفسیر در مورد خط تقسیم آب (آب‌پخشان) (کاویانی راد، 1384: 339).

در مدل پیتر هاگت که 12 عامل جغرافیایی را عامل ایجاد تنش بین کشورهای همسایه معرفی می‌کند، 6 عامل مربوط به اختلافاتی است که بر سر آب به وجود می‌آیند. این 6 عامل عبارتند از: گرایش کشور محصور در خشکی برای دسترسی به آب‌های آزاد از طریق کشور همسایه، درگیری بر سر تفسیر خط تقسیم آب، کشمکش و رقابت بر سر بهره‌برداری و استفاده از منابع دریاچه مشترک، تغییر مسیر رودخانه‌های مرزی، ربودن آب در بخش علیای (بالا) رود و باروری مصنوعی ابرها (هاگت، 1379: 372).

 

  1. روش‌شناسی تحقیق

تحقیق حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و با توجه به سرشت و موضوع مورد مطالعه، داده‌های موردنیاز از شیوه‌های اینترنتی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده و بررسی یافته‌ها با روش تحلیل کیفی صورت پذیرفته است.

 

  1. محیط‌شناسی

4-1. رود زاب

وسعت حوضه آبریز رودخانه زاب به‌عنوان حوضه مبدأ در ایران که در جنوب غربی استان آذربایجان غربی قرار دارد، محل تلاقی رود چومان در نزدیکی مرز عراق 11/3383 کیلومترمربع است (ایرانخواه و همکاران، 1396: 98) و دارای دبی سالانه 361/46 مترمکعب در ثانیه و آبدهی 4/4 میلیارد مترمکعب در سال است (دانش مهر و همکاران، 1398: 13). رودخانه زاب از ارتفاعات سیاه کوه در مرز ایران و عراق به نام رودخانه لاوین شروع می‌شود و با سرریز شدن رودهای جیوکه، تمرچین، آوجار، بادین آباد، قلعه تراش، نعلین، آبخورده، پردانان و در نزدیکی مرز ایران و عراق در نزدیکی روستای هرزانه پس از ریزش انشعابات پر آب چومان به خاک عراق وارد می‌شود (ایرانخواه و همکاران، 1396: 98). بیشترین جریان ماهانه رود زاب 3/327 مترمکعب بر ثانیه و معادل 64/876 میلیون مترمکعب در فصل بهار و فروردین‌ماه و کمترین جریان 3/2 مترمکعب در ثانیه و معادل 96/5 میلیون مترمکعب در آبان ماه در یک بازه زمانی 49 ساله در ایستگاه هیدرولوژی گرژال بوده است. میانگین جریان سالانه رود زاب در همین ایستگاه 1/46 مترمکعب بر ثانیه و برابر 81/1453 میلیون مترمکعب است. از لحاظ اقلیمی این حوزه، یکی از بیشینه‌های بارندگی در غرب ایران بوده که میانگین بارندگی سالانه 5/701 میلی‌متر و میانگین دما 9/11 درجه سلسیوس است (قنواتی و همکاران، 1395: 69).


طرح انتقال آب زاب، عبارت است از سه سد شیواشان، گرژال و سردشت تشکیل شده است که بخشی از آذربایجان غربی هستند. منظور از اجرای آن‌ها، انتقال مازاد آب زاب کوچک به نواحی مجاور و استفاده بهینه از ظرفیت منابع آب آن منطقه است. این طرح در آخر موجب انتقال 960 میلیون مترمکعب آب در سال خواهد بود (دانش مهر و همکاران، 1398: 13).

نقشه 1: موقعیت جغرافیایی حوضه‌های آبریز رود زاب و محدوده مورد مطالعه

(قنواتی و همکاران، 1395: 70)

 

4-2. دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه به‌عنوان یکی از حوضه‌های شش‌گانه آبریز کشور در یک فرورفتگی طبیعی درون حوضه آبریز (لطفی، 1391: 11)، در وسعتی برابر 51876 کیلومترمربع، در نواحی قابل‌توجهی از ناحیه استان‌های آذربایجان غربی و شرقی و قسمتی از استان کردستان قرار گرفته است (سلطانی و همکاران، 1395: 36). این دریاچه، بین مختصات جغرافیایی 37 تا 5/38 درجه عرض شمالی و 45 تا 46 درجه طول شمالی قرار داشته (عقلمند و عباسی، 1396: 2) و با وسعتی متجاوز از 5000 کیلومترمربع، یک دریاچه آب شور وسیع در شمال غربی ایران بوده و در پست‌ترین نقطه یک حوضه آبریز بسته به وسعت 52000 کیلومترمربع قرار گرفته است (لطفی، 1391: 8).

سطح آب دریاچه ارومیه نسبت به آب دریاهای آزاد 1300 متر بالاتر است و از نظر وسعت بیستمین دریاچه و از نظر شوری دومین دریاچه بعد از بحرالمیت در جهان (کهنه پوشی و همکاران، 1392: 3) و بزرگ‌ترین دریاچه نمک خاورمیانه است (سلطانی و همکاران، 1395: 36) که بیشترین عمق آن 16 متر و میانگین عمق آن 5 متر است. میانگین طول آن تقریباً 140 کیلومتر و پهنای آن، بین 16 تا 63 کیلومتر متغیر بوده و حجم تقریبی آن 31 میلیارد مترمکعب برآورده شده است (کهنه پوشی و همکاران، 1392: 3). پارک ملی دریاچه ارومیه یکی از بزرگ‌ترین سایت‌های موجود در ایران است که به‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره یونسکو معرفی شده (عقلمند و عباسی، 1396: 2) و دارای تعداد زیادی تالاب در اطراف دریاچه بوده که بسیاری از آن‌ها از لحاظ تنوع زیستی از اهمیت جهانی برخوردارند (حسینی و خضری داشکسن، 1395: 2).

 

 


نقشه 2: حوزه آبریز دریاچه ارومیه

 

  1. یافته‌های پژوهش

5-1. منابع آب در عراق

منابع آبی در عراق، به 4 دسته قسمت می‌شوند: سدها، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و آب‌های ساحلی خلیج‌فارس. باارزش‌ترین و مهم‌ترین بخش کشور عراق که اقتصاد آن کشور به آن گره خورده است، جلگه بین‌النهرین است. دو رود مهم فرات و دجله در این جلگه جریان دارند (کرمی و همکاران، 1395: 35). به‌طور کلی، عراق رودخانه‌ای ندارد که از داخل خاک آن کشور سرچشمه گرفته باشد. تمام رودخانه‌هایی که به عراق وارد می‌شوند، از دو کشور ترکیه و ایران سرچشمه گرفته‌اند (جعفری ولدانی، 1388: 65). دو رود دجله و فرات، مهم‌ترین رودهای عراق هستند که از ترکیه سرچشمه می‌گیرند. رود دجله با 199 کیلومتر طول از جنوب شرقی کوه‌های توروس ترکیه سرچشمه گرفته (میان آبادی و امینی، 1398: 60) و به سوی جنوب شرقی جریان پیدا نموده و ضمن تشکیل بخشی از مرز سوریه و ترکیه، به خاک عراق وارد می‌شود (مختاری هشی و قادری حاجت، 1387: 61). مهم‌ترین رودهایی هم که از ایران سرچشمه گرفته و در نهایت وارد اروند رود و خاک عراق می‌شوند، شامل موارد زیر هستند:

        رود کارون که به رود دز وصل بوده و مهم‌ترین و بزرگ‌ترین رود ایران از نظر حجم آب است و در نهایت به اروند رود می‌ریزد. این رود با هر یک از رودخانه‌های فرات و دجله قابل قیاس است. کارون تنها رود قابل کشتیرانی ایران است (یونسکو، 1342: 57)؛

        رود کرخه که در گذشته به‌طور مستقل به خلیج‌فارس می‌ریخت؛ اما امروزه در نزدیکی سوسنگرد به سمت غرب مایل شده و به دجله می‌ریزد؛

        رودهای دیاله، زاب بزرگ و زاب کوچک به رود دجله می‌ریزند. در جنوب شهر موصل رود زاب بزرگ، در نزدیکی شهر تکریت رود زاب کوچک و در شهر بغداد رود دیاله به رود دجله می‌ریزند؛

        رودخانه‌های کبور، سیروان و الوند از خاک ایران سرچشمه گرفته و به رودخانه دجله می‌ریزند (جعفری ولدانی، 1388: 66).

مهم‌ترین شعبات و سرشاخه‌های اصلی رودخانه دجله عبارتند از: دیاله (سیروان)، زاب بزرگ، زاب کوچک (ذکی و اسدالهی، 1399: 5) و خابور کوچک یا الازایم (میان آبادی و امینی، 1398: 60) همه این رودخانه‌ها در عراق به رود دجله می‌ریزند (ذکی و اسدالهی، 1399: 5). دیاله و زاب کوچک از کوه‌های زاگرس، الازایم از عراق و زاب بزرگ از ترکیه (مختاری هشی و قادری حاجت، 1388: 61) سرچشمه گرفته‌اند (کاویانی راد و همکاران، 1401: 121). رودخانه زاب بزرگ، اصلی‌ترین سرشاخه رودخانه دجله است که حدود نیمی از آورد کل سرشاخه‌های دجله را (حدود 13 میلیارد مترمکعب (متوسط جریان سالیانه 7/12 میلیارد مکعب) از 30 میلیارد مترمکعب آورد سرشاخه‌ها) برای حوضه دجله تأمین می‌کند (میان آبادی و امینی، 1398: 61). رودخانه خابور کوچک با متوسط جریان سالیانه 2 میلیارد مکعب و رودخانه زاب کوچک با متوسط جریان سالیانه 6/4 میلیارد مکعب، بیش از 27 میلیارد مکعب از متوسط آورد سالیانه 50 میلیارد مکعبی رودخانه دجله را تأمین می‌کنند. حوضه‌های آبریز خابور کوچک و زاب بزرگ بین ترکیه و عراق و حوضه‌های آبریز زاب کوچک و سیروان بین ایران و عراق مشترک هستند؛ رودخانه دجله، در شمال بصره در بخشی بنام القرنه، به فرات پیوسته (میرزابیگی، 1400: 139) و همین‌طور در پایین شهر قلعه صالح به همراه فرات (میان آبادی و ایمنی، 1398: 61)، رودخانه شط العرب را به وجود آورده و در نهایت در مسیر رودخانه، مرز کشورهای ایران و عراق را با نام اروند رود تشکیل داده (میرزابیگی، 1400: 139) و در نهایت به خلیج‌فارس می‌ریزند (میان آبادی و امینی، 1398: 61). بنابراین، همه منابع آب عراق از دو رودخانه دجله و فرات فراهم می‌شود و کشور عراق برای تأمین آب آشامیدنی، آبیاری و تولید برق به آن‌ها وابسته است. این دو رودخانه، 98 درصد از منابع آب سطحی این کشور را تشکیل می‌دهند (کاویانی راد و همکاران، 1401: 121). حوضه آبریز دجله، حدود 5/23 میلیون نفر جمعیت دارد که حدود 15 درصد در ترکیه، 79 درصد در عراق و 6 درصد در ایران ساکن هستند (میان آبادی و امینی، 1398: 62). مهم‌ترین شهرهایی که در کنار دجله قرار دارند، موصل و بغداد در عراق و دیار بکر در ترکیه هستند (مختاری هشی و قادری، 1387،). شهر بغداد نیز در محل اتصال دجله و دیاله واقع‌شده و پس از بغداد کشتیرانی در مسیر آن است (ذکی و اسدالهی، 1399: 5).

از نظر جغرافیایی هم می‌توان عراق را به دو قسمت تقسیم کرد: عراق خشک که شامل غرب آن کشور می‌شود؛ این قسمت در نزدیکی مرزهای سوریه، اردن و عربستان سعودی واقع‌شده و بیابان آن را پوشانده است و دیگری عراق سبز که شرق این کشور را در برگرفته و سرسبزی آن مدیون رودخانه‌هایی است که از ایران سرچشمه گرفته و وارد خاک این کشور می‌شوند. در طول سال‌ها، به علت گسترش شهرها، افزایش جمعیت و توسعه کشاورزی میزان مصرف آب در عراق افزایش‌یافته است (جعفری ولدانی، 1388: 67). از هشت میلیون هکتار اراضی عراق بیش از 5/5 میلیون هکتار مناسب برای کشاورزی تخمین زده شد که 63 درصد آن در حوضه دجله، 35 درصد در حوضه فرات و 2 درصد در حوضه شط العرب است. ازآنجاکه امنیت غذایی با منابع آب و تولیدات کشاورزی پیوند درهم‌تنیده‌ای دارد، طی دو دهه گذشته در نتیجه استفاده و سدسازی از آب بالادست، سطح آب رودخانه‌های دجله و فرات بیش از 60 درصد کاهش‌یافته است (صدرانیا، 1400: 120). البته، ازدست‌رفتن منابع آب در عراق بسیار زیاد است. دلایل اصلی آن، تخریب سدها، آبیاری بی‌رویه زمین‌های کشاورزی و بی‌تدبیری و مدیریت بدون برنامه‌ریزی منابع آبی در این کشور است (جعفری ولدانی، 1388: 68). به موارد بالا باید خشک‌سالی درازمدت در عراق را هم افزود که به خشکی دریاچه‌ها انجامیده و سطح رودخانه‌ها را به اندازه‌ای پایین آورده که طبق گفته دولت عراق، فقط در نیمی از زمین‌های کشاورزی می‌توان کشت و کار انجام داد. براساس برآوردها، در عراق 85 درصد از منابع آب در کشاورزی و 8 درصد در بخش‌های صنعت و آشامیدن استفاده می‌شود و مابقی به دلیل آب‌وهوای گرم بیابانی عمدتاً تبخیر و از میان می‌رود (صدرانیا، 1400: 120). دولت عراق در جهت افزایش ذخایر آب رودخانه‌های مختلف و استفاده از آب این رودخانه‌ها برای تولید انرژی برق-آبی، سدهایی ساخته است که به دلیل موقعیت مکانی و دریاچه‌های پشت سد بسیار مهم هستند. این سدها شامل: سد بخمه (روی رودخانه زاب کوچک)، سد دوکان (بر روی رودخانه زاب، در استان سلیمانیه کردستان عراق که در سال 1961 م. به بهره‌برداری رسید (دیانت و همکاران، 1398: 145))، سد دربندیخان (روی رودخانه دیاله)، سد سامره (روی رودخانه دجله)، سد دیبس (در استان کرکوک کردستان عراق که در سال 1965 احداث شده است)، سد هندیه و سد کوت. عراق از طرف جنوب شرقی از مسیر خلیج‌فارس با آب‌های آزاد راه دارد (نامی و محمدپور، 1388: 145).

 

5-2. رودخانه زاب

رودخانه زاب در مرز ایران و عراق و در شهرستان‌های پیرانشهر و سردشت جریان داشته (یحیی زاده و همکاران، 1395: 62) و از به هم پیوستن دو رودخانه لاوین و آواجار چای (اوزرو) در حـدود 8 کیلومتری جنوب شرق پیرانشهر تشکیل می‌شود که از این نقطه رودخانه بنام زاب کوچک خوانده شده و در امتداد جنوب شرقی به سمت غـرب و جنوب غربـی جریان می‌یابد. این رودخانه در طول مسیر خـود بـا دریافت جریان رودخانه چم بادین آباد، قلات، نعلین، باعث، چم سرسور، چم بیتوش، چم کلوه، چم سیوچ و چومان با اسامی زه، چم کلوه، گلاس و یا زاب نامیده می‌شود. طول رودخانه در خاک ایران 155 کیلومتر است که بعد از مشروب ساختن آبادی‌های متعدد در 20 کیلومتری جنوب غرب شهرستان سردشت از ایران خارج و وارد خاک عراق شده و بـه دجله می‌ریزد. رژیم جریان رودخانه برفی و بارانی است و به دلیل شرایط توپـوگرافی حـوزه آبریـز این رودخانه استفاده قابل‌توجهی از
آب آن به عمل نمی‌آید (یحیی زاده و همکاران، 1395: 62).

نقشه 3: موقعیت جغرافیایی منطقه مورد مطالعه (صلاحی و همکاران، 1397: 24)

رودخانه زاب کوچک یا زاب پایین، حدوداً 368 کیلومتر طول دارد، 30 کیلومتر مرز مشترک بین دو کشور ایران و بخش اقلیم کردستان عراق را تشکیل می‌دهد. رود زاب کوچک از ارتفاعات کیوه رهش (سیاهکوه) در مرز ایران و اقلیم کردستان یا کردستان مکری ایران سرچشمه گرفته است. این رودخانه به نام چم لاوین (لاوین چای) نخست در جهت غرب به شرق و سپس به سمت جنوب شرقی جریان می‌یابد، در 10 کیلومتری شرق پیرانشهر، با چم گده (آواجارچای) که از شرق به غرب و جنوب غربی جریان دارد، پیوند خورده و از این نقطه به بعد زاب کوچک نامیده می‌شود (دیانت و همکاران، 1398: 136).

رودخانه زاب کوچک، پس از گذر از خاک ایران به مناطق بسیار کم ارتفاع‌تر و دشت مانند وارد می‌شود و با گذر از شهر قلعه دزه به دشت‌های اطراف شهر رانیه و چوارقورنه و حاجی ئاوا می‌رسد. در همین مناطق است که زاب کوچک به سد دوکان ریخته شده و پس از آبگیری این سد، مجدداً از زمین‌های دشت‌گونه (بیشتر برای مصارف کشاورزی) رد شده تا به سد کوچک دبس (دوبز) می‌رسد. زاب کوچک با آبدهی مناطق نامبرده و پس از گذر از سد دبس، در طول مسیر خود از دشت‌های بخش بای حسن و الکاظمیه گذشته و وارد مناطقی به نام الزاب رودخانة دجله در مرز استانی کرکوک و استان صلاح‌الدین می‌شود (خلیلی و همکاران، 1391: 61). رودخانه زاب کوچک در پایین دست سد دوکان، مرز استان سلیمانیه با استان اربیل را ترسیم نموده و در حومه شهر کوچک طق‌طق از مرز استانی سلیمانیه خارج شده و در نهایت زاب کوچک تا ناحیه آلتون کپری - مرز دو استان اربیل و کرکوک - را شامل می‌شود (دیانت و همکاران، 1398: 137).

 

5-3. پروژۀ انتقال آب رودخانه زاب کوچک به دریاچه ارومیه

کشور ایران، با توجه به نیاز شدید خود به آب رودخانه‌های خروجی، سیاست آبی خود را در مورد منابع آبی مشترک با کشور عراق اجرایی کرده که تصمیمات آبی بر رودخانه مشترک زاب کوچک یکی از آن‌هاست. سیاست‌گذاری‌های ایران بر روی حوزه زاب کوچک در خصوص کنترل و انحراف آب، در قالب سدسازی و انتقال آب انجام پذیرفته است (دیانت و همکاران، 1398: 140). در سال‌های اخیر، افزایش پدیده خشک‌سالی و کاهش میزان آب ورودی به دریاچه ارومیه در شمال غرب ایران، موجب افت زیاد تراز آب آن و بروز تبعات منفی زیست‌محیطی شده است (ایرانخواه و همکاران، 1396: 95). به‌گونه‌ای که این دریاچه نسبت به دوره‌های پرآبی خود حدود 30 میلیارد مترمکعب کاهش حجم داشته است. از دیدگاه اکولوژیکی، این دریاچه نسبت به تراز اکولوژیک خود بیش از 12 میلیارد مترمکعب با کمبود آب مواجه است (عقلمند و عباسی، 1396: 2). مسئله خشک شدن دریاچه ارومیه به‌عنوان مهم‌ترین و بزرگ‌ترین دریاچه داخلی کشور دارای اهمیت اقتصادی، اجتماعی،
زیست‌محیطی و استراتژیکی برای کشور است (سلطانی و همکاران، 1395: 37).

تصویر 1: وضعیت دریاچه ارومیه از سال 1984 تا سال 2012 (معروفی نیا و همکاران، 1393: 4)


ازاین‌رو دولت برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی، طرح انتقال آب رودخانه زاب به حوضه آبریز دریاچه ارومیه را بررسی و سعی در اجرای آن داشته است. این طرح بر روی رود زاب کوچک و شاخه‌های بالادست آن اجرا می‌شود (ایرانخواه و همکاران، 1396: 95). پروژه انتقال آب از رودخانه زاب به دریاچه ارومیه شامل احداث تونل انتقال آب گلاس است که هدف آن، انتقال بخشی از آب رودخانه لاوین (سرچشمه اصلی رودخانه زاب) به حوضه آبریز دریاچه ارومیه و دشت نقده است (سلطانی و همکاران: 1395: 39).

نقشه 2: مسیر انتقال بین حوضه‌ای آب از رود زاب به دریاچه ارومیه (سلطانی و همکاران، 1395: 39)

هدف از این پروژه انتقال آب در حوضه زاب کوچک توسط کشور ایران، احیای دریاچه ارومیه است که در طول سال‌های پیشین، به دلیل کاهش بارندگی، سیاست‌گذاری‌های آبی حاکمیت و الگوهای مصرف اشتباه مردم در حوضه دریاچه ارومیه، در مسیر خشک شدن و کم‌آبی شدیدی قرار گرفته است (دیانت و همکاران، 1398: 140). بااین‌حال، بسیاری از کارشناسان خشک شدن دریاچه ارومیه را شروع یک بحران بزرگ زیست‌محیطی می‌دانند که زمینه‌های تأثیرپذیری زیست حدود 12 میلیون نفر از جمعیت این مناطق را فراهم می‌کند (سلطانی و همکاران: 1395: 43). انتقال آب این رودخانه به کمک تونلی با طول 35700 متر امکان‌پذیر خواهد بود. در شروع تونل در حدود 7 کیلومتری شمال شرق پیرانشهر و در انتهای آن در 8 کیلومتری جنوب شرق شهر نقده واقع شده است. دهانه ورودی این تونل، از بالادست مخزن سد گلاس آبگیری نموده و دهانه انتهایی آن در دامنه شمالی کوهستان بیگم قلعه، آب وارد دشت نقده شده و حوضه آبریز دریاچه ارومیه خواهد بود (سلطانی و همکاران: 1395: 39).

اثرات زیست‌محیطی انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه عبارتند از:

          نشست زمین در دشت پیرانشهر که منطبق بر رسوبات جوان آبرفتی مربوط به دوره کواترنر است؛

          کاهش سریع سطح آب زیرزمینی دشت پیرانشهر در پایین سد سیلوه؛

          خشک شدن چشمه‌ها و زمین‌های کشاورزی (قنواتی و همکاران، 1394: 42)؛

          کاهش تولید محصولات کشاورزی منطقه و کاهش سطح زیر کشت؛

          مهاجرت مردم به دلیل کاهش درآمد در حوضه رود زاب (ایرانخواه و همکاران، 1396: 104)؛

          تبدیل رودخانه‌های دائمی به فصلی در حوضه مقصد (سلطانی و همکاران، 1395: 49).

 

 

5-4. پیامدهای هیدروپلیتیک انتقال آب رود زاب به دریاچه ارومیه

سالیانه میلیاردها مترمکعب آب ایران، به دلیل داشتن موقعیت کوهستانی و واقع‌شدن در بالادست، به سمت کشور عراق جریان دارد (نیرومند فر و شهیدی، 1397: 236) که ایران با مسدود کردن آب ورودی به عراق، ازجمله رودخانه زاب کوچک، قدرت چانه‌زنی بیشتری در روابط آینده خود با عراق به دست خواهد آورد. 53 درصد رودخانه‌های مرزی ایران دارای وضعیت بالادستی و 47 درصد پایین‌دست هستند. ایران با جلوگیری از ورود آب رودخانه‌هایی مانند رودخانه زاب کوچک به کشور عراق، در روابط آینده خود با این کشور، در موقعیت فرادستی قرارگرفته که این مهم، قدرت چانه‌زنی ایران را به میزان زیادی بالا خواهد برد. ایران، کشوری است که در 53 درصد رودخانه‌های مرزی خود دارای موقعیت بالادست بوده و در 47 درصد این رودخانه‌ها، موقعیت پایین‌دست دارد (بازدار و همکاران، 1395: 164). بنابراین، از پیامدهای هیدروپلیتیک انتقال آب زاب کوچک به دریاچه ارومیه، ایجاد دید منفی عراق نسبت به ایران و گمان هژمونی‌سازی آبی از سوی ایران است. بنابراین، سدسازی‌ها، پروژه‌ها و طرح‌های کلان انتقال آب از سوی ایران بر حوزه‌های آبی مشترک با کشور عراق و به‌ویژه رودخانه زاب کوچک اثر گذاشته و در این وضعیت که کشورهای خاورمیانه درگیر اختلافات فزاینده آبی با یکدیگر هستند، این موضوع به یک مسئله امنیتی در سطح منطقه‌ای تبدیل شده است. چراکه کشور عراق که از بحران آب تحمیلی از سوی دو کشور ترکیه و سوریه رنج می‌برد، سیاست‌های آبی ایران را کنترل آب، پیش‌زمینه و پیش‌شرط استفاده ایران از اهرم آبی نسبت به عراق می‌داند (دیانت و همکاران، 1398: 141).

از دیگر پیامدهای هیدروپلیتیک انتقال آب رود زاب به دریاچه ارومیه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: انباشت آب پشت سدها، کم‌آبی و بی‌آبی‌های حوضه‌های پایین‌دست، انتقال آب یک حوضه به حوضه‌های دیگر (انتقال بین حوضه‌ای آب)، این موارد، به‌نوعی ابعاد گوناگون زیست‌محیطی را درگیر خود نموده است. این پروژه‌ها در حوزه زاب کوچک از یک‌سو، برای عملی ساختن امور کشاورزی و آبیاری نوسازی و مجهز به تجهیزات پیشرفته شده تا بیشترین استفاده از کمترین آب‌های موجود شود و از میزان بسیار زیاد آب‌هایی که به خاطر روش آبیاری قدیمی اتلاف می‌شوند، جلوگیری کند و از سوی دیگر، مقاصد این سیاست‌گذاری‌های راهبردی جلوگیری از یک بحران زیست‌محیطی به وجود آمده در استان‌های آذربایجان غربی و شرقی است که می‌تواند زندگی بخشی از مردم کشور را تحت تأثیر خود قرار دهد.

 

نتیجه‌گیری و پیشنهاد

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در دهه اخیر، با تشدید شدن پدیده خشک‌سالی و کاهش منابع آب ورودی به دریاچه ارومیه، تراز آب این دریاچه به‌شدت افت کرده و باعث بروز پیامدهای منفی زیست‌محیطی شده است. بنابراین، معضل خشک شدن این دریاچه، نوعی چالشی فراگیر در سطح ملی پدید آورده که به‌نوعی هم دولتمردان و هم مردم ساکن در حوضه آبریز این دریاچه را درگیر خود نموده است. در این راستا، دولت، برای برون‌رفت از این ابر چالش، سعی در طراحی و اجرای طرح‌های بسیاری نمود که در نهایت طرح برگزیده، طرح انتقال آب از رودخانه زاب کوچک در پایین‌دست دریاچه ارومیه بود که با همت دولتمردان و صرف هزینه‌ای گزاف، طی سال‌های گذشته اجرایی شده است.

پروژه انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه، پیچیدگی‌های داشته و عبارت از ساخت تونل انتقال آب گلاس برای انتقال قسمتی از آب رودخانه لاوین به‌طرف حوضه آبریز دریاچه ارومیه و دشت نقده است. این پروژه، باعث ایجاد اثرات زیست‌محیطی مخربی در سطح ملی شده که از مهم‌ترین این اثرات می‌توان به نشست زمین در دشت پیرانشهر، افزایش روند افت میزان آب زیرزمینی دشت پیرانشهر در پایین‌دست سد سیلوه، کاهش بازده محصولات کشاورزی منطقه، خشک شدن چشمه‌ها و خاک کشاورزی، کاهش سطح زیر کشت و افزایش مهاجرت به دلیل کاهش درآمد در حوضه رود زاب و تبدیل رودخانه‌های دائمی به فصلی در حوضه مقصد اشاره کرد.

درعینِ‌حال، طرف دوم این مسئله که به‌شدت، تحت تأثیر این پروژه قرار گرفته همسایه غربی ایران یعنی کشور عراق است. عراق کشوری فاقد رودخانه با سرچشمه در داخل مرزهای ملی خود است. به‌گونه‌ای که سرچشمه و مصب رودهایی که منابع آبی آن را تشکیل می‌دهند در ورای مرزهای ملی این کشور قرار گرفته و این مسئله، موجبات ایجاد شرایط پایین‌دستی و وابستگی شدید این کشور به همسایگان خود یعنی ترکیه، سوریه و ایران را فراهم آورده است. همه منابع آبی عراق یعنی 98 درصد کل منابع آب‌های سطحی این کشور که برای تأمین آب آشامیدنی، آبیاری و کشاورزی و تولید برق به آن‌ها وابسته است، از دو رودخانه دجله و فرات فراهم می‌شود که از ترکیه سرچشمه می‌گیرند. به‌این‌ترتیب، پروژه انتقال آب رود زاب به دریاچه ارومیه، به‌نوعی هر دو کشور ایران و عراق را درگیر خود نموده و پیامدهایی در پی داشته که بر مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق و به‌خصوص اقلیم کردستان عراق مؤثر بوده است. ازجمله این پیامدها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

        ایجاد موقعیت فرادستی و افزایش قدرت مانور ایران در مناسبات آبی خود با عراق به دلیل قرار گرفتن ایران در بالادست و داشتن موقعیت کوهستانی؛

        ایجاد دید منفی عراق نسبت به ایران و گمان هژمونی‌سازی آبی از سوی ایران توسط طرف عراقی؛

        افزایش تنش‌های آبی در خاورمیانه با سدسازی‌ها و پروژه‌های انتقال آب از سوی ایران بر حوزه‌های آبی مشترک با عراق و به‌ویژه زاب کوچک و درگیر کردن امنیت منطقه‌ای؛

        قلمداد کردن تصمیم‌گیری‌های آبی ایران و کنترل‌های آبی، به‌عنوان پیش‌زمینه‌های استفاده ایران از اهرم آبی نسبت به عراق از سمت طرف عراقی به دلیل قرار گرفتن در وضعیت بحران آبی تحمیل‌شده از سوی دو کشور ترکیه و سوریه؛

        جمع شدن آب پشت سدها؛

        منتقل کردن آب یک حوضه به حوضه‌های دیگر آبی؛

        کم‌آبی و بی‌آبی‌های حوضه‌های پایین‌دست که دو مورد اخیر ابعاد گوناگون زیست‌محیطی را درگیر خود می‌کند.

 

[1] .Hydropolitics

[2] .Hydropolitics of the Nile Valley

[3] .John Waterbury

[4] .Syracuse University

[5] .Anthony Turton

[6] .Aron. P. Elhans

[7] .Power relations

[8] .Hydropolitical relations

[9] .Hypothetical theory

[10] .Peter Hoggett

فهرست منابع
        ایرانخواه، احمد؛ مؤمنی، حسن؛ سلطان آبادی، ملیحه (1396)، پیامدهای زیست‌محیطی انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه، ماهنامه آفاق علوم انسانی، شماره 7، آبان 1396، صص 106-91.
        بازدار، شهناز؛ پیشگاهی فرد، زهرا؛ فرجی راد، عبدالرضا (1395)، بررسی و اولویت‌بندی عوامل واگرای اثرگذار در روابط ایران و کشورهای اسلامی پیرامونی، فصلنامه پژوهش‌های سیاسی جهان اسلام، سال 6، شماره 2، صص 177-151.
        پاک‌نژاد متکی، حمیدرضا؛ فرجی راد، عبدالرضا (1389)، هیدروپلیتیک رودخانه مرزی ارس و تأثیر آن بر امنیت استان اردبیل، فصلنامه جغرافیایی سرزمین (علمی- پژوهشی)، سال 7، شماره 28، زمستان 1389، صص 95-79.
        جعفری ولدانی، اصغر (1388)، استفاده از منابع آب رودهای مرزی ایران و عراق و حقوق بین‌الملل، فصلنامه پژوهش حقوق و سیاست، سال 11، شماره 26، بهار و تابستان 1388، صص 92-63.
        حافظ نیا، محمدرضا؛ نیکبخت، مهدی (1381)، آب و تنش‌های اجتماعی- سیاسی (مطالعه موردی: گناباد)، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، اصفهان: دانشگاه اصفهان، شماره 65 و 66، صص 62-43.
        حسینی، سید عرفان؛ خضری داشکسن، سید سجاد (1395)، بررسی اثرات تغییر وضعیت دریاچه ارومیه و ارائه راهبردها، ششمین کنفرانس ملی مدیریت منابع آب ایران با رویکرد پیوند اکولوژیکی با چرخه آب، 1 تا 3 اردیبهشت 1395، دانشگاه کردستان.
        خلیلی، محسن؛ حیدری، جهانگیر؛ یاری، منیر (1391)، آینده‌پژوهی سیاست خارجی: کد / ژنومهای ژئوپلیتیک ایران و همسایگان، فصلنامه مطالعات آینده‌پژوهی، سال 1، شماره 3، صص 78-31.
        دیانت، محسن؛ درج، حمید؛ قادری، ابراهیم (1398)، تأثیر هیدروپلیتیک زاب کوچک بر روابط سیاسی ایران و اقلیم کردستان عراق، فصلنامه پژوهش‌های سیاسی جهان اسلام، سال 9، شماره 2، تابستان 1398، صص 158-131.
        ذکی، یاشار؛ اسدالهی، سید سروش (1399)، هیدروپلیتیک پروژه گاپ ترکیه و تأثیر آن بر امنیت زیست‌محیطی عراق و سوریه، فصلنامه آمایش سیاسی فضا، دوره 3، سال 1، زمستان 1399، صص 9-1.
        رحیمی، حسین (1382)، مشکل ناشناخته جهانی: بحران آب، پیک نور، سال 1، شماره 2، تابستان 1382، صص 33-24.
        رشیدی نژاد، احمد؛ کاویانی راد، مراد؛ متقی دستنایی، افشین (1399)، تأثیر مناسبات هیدروپلیتیک بر فرایند ملت‌سازی (نمونه پژوهشی: ابرسازه سد راغون در تاجیکستان)، نشریه آب و توسعه پایدار، سال 7، شماره 4، صص 20-11.
        سلطانی، ناصر؛ موسوی، میرنجف؛ احمد اقبال، گلاویژ (1395)، ارزیابی پیامدهای احتمالی انتقال آب حوضه زاب به دریاچه ارومیه، فصلنامه جغرافیا و پایداری محیط، شماره 19، تابستان 1395، صص 51-35.
        صادقی، سید شمس‌الدین (1395)، هیدروپلیتیک و امنیت ملی (مطالعه موردی: کشورهای منطقه خلیج‌فارس)، فصلنامه راهبرد، سال 25، شماره 81، زمستان 1395، صص 144-117.
        صدرانیا، حسن و کاویانی راد، مراد و نصری فخرداود، صدیقه (1401)، تأثیر بحران کم‌آبی بر مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق، فصلنامه آمایش سیاسی فضا، دوره 4، شماره 2، بهار 1401، صص 125-112.
        صلاحی، برومند؛ گودرزی، مسعود؛ فریدپور، مجتبی (1397)، ارزیابی خشک‌سالی‌های سرشاخه شمالی حوزه آبخیز رودخانه زاب در دوره 1444 1390، نشریه علمی – پژوهشی علوم و مهندسی آبخیزداری ایران، سال 12، شماره 42، پاییز 1397، صص 30-22.
        عقلمند، رضا؛ عباسی، علی (1396)، دریاچه ارومیه: چالش‌های زیست‌محیطی و راهکارهای کاهش اثرات آن، چهارمین کنفرانس بین‌المللی برنامه‌ریزی و مدیریت محیط‌زیست، 2 و 3 خردادماه 1396
        قنواتی، عزت‌الله؛ خضری، سعید؛ طالب پوراصل، داود (1394)، ارزیابی اثرات انتقال آب بین حوضه‌ای بر مخازن آب زیرزمینی و نشست زمین (مطالعه موردی: انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه)، فصلنامه پژوهش‌های ژئومورفولوژی کمی، سال 4، شماره 2، پاییز 1394، صص 44-29.
        قنواتی، عزت‌الله؛ طالب پوراصل، داود؛ خضری، سعید (1395)، ارزیابی آثار انتقال آب بین حوضه‌ای بر مورفولوژی بستر رودخانه در حوضه مبدأ (مطالعه موردی: حوضه رودخانه زاب)، فصلنامه جغرافیا و توسعه، شماره 44، پاییز 1395، صص 88-65
        کاویانی راد، مراد (1399)، بازتاب‌های هیدروپلیتیک بحران آب حوضه آبریز زاینده‌رود بر ادراک محیطی قلمروداران استانی، فصلنامه پژوهش‌های جغرافیای سیاسی، سال 5، شماره 1، بهار 1399، پیاپی 17،
        کاویانی راد، مراد (1398)، هیدروپلیتیک: سویه‌ها و رویکردها، چاپ اول، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.
        کاویانی راد، مراد (1384)، مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال 8، شماره 2، تابستان 1384، شماره مسلسل 28، صص 358-337.
        کاویانی راد، مراد؛ نصرتی، حمیدرضا (1401)، رویکرد آینده‌پژوهانه به چالش آب تهران، چاپ اول، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.
        کرمی، افشین؛ حسن زاده، جواد؛ پیشگاهی فردی، زهرا (1395)، تأثیر هیدروپلیتیک بر مناسبات عراق و ترکیه با تأکید بر دجله و فرات، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام (علمی - پژوهشی)، سال 5، شماره 17، بهار 1395، صص 51-29.
        کمیسیون ملی یونسکو در ایران (1342)، ایرانشهر، جلد 2، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
        کهنه پوشی، سید هادی و شایان، حمید و برادران، سمیه (1392)، تحلیل و بررسی وضعیت، علل و پیامدهای تخریب زیست‌محیطی دریاچه ارومیه، دومین کنفرانس بین‌المللی مخاطرات محیطی، 7 آبان 1392، تهران: دانشگاه خوارزمی.
        گل کرمی، عابد؛ کاویانی راد، مراد (1396)، تأثیر محدودیت منابع آب بر تنش‌های هیدروپلیتیک (نمونه موردی: حوضه آبریز مرکزی ایران با تأکید بر حوضه آبریز زاینده‌رود)، فصلنامه جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی، سال 28، پیاپی 65، شماره 1، بهار 1396، صص 133-113.
        لطفی، احمد (1391)، دریاچه ارومیه (تشریح شرایط پایه)، مجموعه مستندات طرح حفاظت از تالاب‌های ایران (سازمان حفاظت محیط‌زیست، برنامه توسعه ملل متحد، تسهیلات محیط‌زیست جهانی)، چاپ اول، تهران: انتشارات قلم آذین چاپ.
        محمدی، حمیدرضا؛ میرزایی پور، طاهره؛ حسین پور پویان، رضا (1391)، تحلیل فضایی هیدروپلیتیک حوضه دجله و فرات، فصلنامه جغرافیا (فصلنامه علمی – پژوهشی انجمن جغرافیای ایران)، دوره جدید، سال 10، شماره 35، زمستان 1391، صص 261-229.
        مختاری هشی، حسین؛ قادری حاجت، مصطفی (1388)، هیدروپلیتیک خاورمیانه در افق سال 2025، مطالعه موردی: حوضه‌های دجله و فرات، رود اردن و رود نیل، فصلنامه ژئوپلیتیک، سال 4، شماره 1، بهار 1387، صص 74-36.
        مرادی طادی، محمدرضا (1396)، آب و سیاست: نگاهی به فرایند سیاسی شدن آب، فصلنامه مطالعات میان رشته‌ای در علوم انسانی، دوره 9، شماره 4، صص 90-71.
        معروفی نیا، ادریس؛ عاشقی، رضا؛ شمسایی، ابوالفضل؛ جلال پور، حمیدرضا (1393)، بررسی طرح انتقال آب از زاب بزرگ به دریاچه ارومیه، کاهش تنش یا تشدید بحران، کانون ملی معماری ایران، همایش ملی معماری، عمران و توسعه نوین شهری. تبریز. اردیبهشت 1393.
        میان آبادی، حجت؛ امینی، اعظم (1398)، درهم تنیدگی آب، سیاست و محیط زیست در حوضه آبریز دجله و فرات، فصلنامه ژئوپلیتیک، سال 15، شماره 2، تابستان 1398، صص 86-54.
        میرزا بیگی، ماری (1400)، آثار حقوقی تحدید حدود مرزی در رودخانه‌ها با تأکید بر رودخانه‌های قابل کشتیرانی، نشریه حقوق و مطالعات سیاسی، دوره 1، شماره 2، تابستان 1400، صص 146-134.
        نامی، محمدحسن؛ خمری، منصور؛ معمری، ابراهیم (1399)، شناسایی شاخص‌های مؤثر بر مناسبات هیدروپلیتیک ایران و ترکمنستان با تأکید بر رودخانه اترک، فصلنامه مطالعات دفاعی استراتژیک، سال 18، شماره 81، پاییز 1399، مقاله 16، صص 370-349.
        نامی، محمدحسن؛ محمدپور، علی (1389)، بررسی هیدروپلیتیکی حوضه‌های غرب کشور (نمونه: زاب، سیروان و الوند)، مجله جغرافیا و توسعه ناحیه‌ای، شماره 14، بهار و تابستان 1389، صص 165-133.
        نیرومند فرد، فاطمه؛ شهیدی، علی (1397)، هیدروپلیتیک ایران و عراق و بهینه کردن مصرف آب‌های مشترک مرزی، فصلنامه علمی و پژوهشی سیاست جهانی، دوره 7، شماره 2، تابستان 1397، صص 259-233.
        هاگت، پیتر (1379)، جغرافیا ترکیبی نو، ترجمه شاپور گودرزی نژاد، جلد 2، تهران: انتشارات سمت.
        یحیی زاده، میر یوسف؛ صیدگر، مسعود؛ شیری، صابر؛ علیزاده اوصالو، ژاله (1395)، گزارش ماهی گلچراغ (Garra rufa) در رودخانه زاب استان آذربایجان غربی و اهمیت آن در بهداشت انسان، نشریه فن‌آوری‌های نوین در توسعه آبزی‌پروری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر، سال 10، شماره 1، بهار 1395، صص 66-61.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
References
 
        Keith C. Knappa, Marca Weinbergb, Richard Howittc, Judith F. Posnikoff (2003). Water transfers, agriculture, and groundwater management: a dynamic economic analysis, Journal of Environmental Management 67 (2003) 291–301. doi:10.1016/S0301-4797(02)00162-7.
        Martignago, Gabriele (2011). A comparative analysis of Sava, Tisza, Dniester transborder water river basin management agreement and cooperative policies and their impact on the enhancing of mutual understanding and the well being of people involved, Università degli studi di Trieste.
        Toset, H.P.W., Gleditsch, N. P., Heger, H. (2000), Shared River and Interstate Conflict, Political Geography, Vol. 19, No. 8, PP. 971-996
        Turton, Anthony and Henwood, Roland (2002). Hydropolitics in the developing world: a southern African prespective, first published by African Water Issues Research Unit Centre for International Political Studies (CIPS) University of Pretoria. South Africa.