مدیریت حرارتی و ایمنی درون قطعات سامانه‌های پرتابی و هواپیماها با طراحی سیستم خودخنک‌کننده غیرفعال

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه مهندسی مکانیک، دانشکده نفت و گاز گچساران، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران (نویسنده مسئول)

2 استادیارگروه شیمی کاربردی،دانشکده نفت و گاز گچساران، دانشگاه یاسوج،ایران

3 استاد گروه مهندسی مکانیک،دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه صنعتی اصفهان، ایران

چکیده

هواپیماها و سامانه‌های فضایی مدرن بیش از پیش به سامانه‌های الکترونیکی پیچیده و پیشرفته متکی‌اند. با افزایش قابلیت‌ها این سامانه‌ها، توان مصرفی و در نتیجه تولید و شوک حرارتی به طور چشمگیری افزایش یافته‌است. حرارت بیش از حد، منجر به خرابی سامانه‌های الکترونیکی و پیامدهای جدی ایمنی پرواز می-شود. بنابراین طراحی سامانه‌های خنک‌کننده مؤثر یک ضرورت است. سیستم خودخنک‌کننده پیشنهادی در این پژوهش شامل یک قطعه مستطیلی با کانال‌های موازی است که این کانال‌ها به دو دسته فعال (دارای جریان سیال خنک‌کننده) و غیرفعال (دارای سیال ساکن) تقسیم می‌شوند. این کانال‌ها از طریق میکروترموستات‌های حرارتی به یکدیگر متصل هستند و در صورت افزایش شار حرارتی در بخش‌هایی از قطعه، کانال‌های غیرفعال به کانال فعال تبدیل شده و خنک‌سازی موضعی افزایش می‌یابد. نتایج نشان می-دهند که خنک‌سازی با افزایش شار حرارتی، افزایش می‌یابد بنابراین این مکانیزم برای حفاظت از قطعات الکترونیکی که تحت شرایط شار حرارتی بالا قرار دارند، مناسب است. همچنین اختلاف نتایج مربوط به جریان سه بعدی این پژوهش و جریان دوبعدی انجام شده در پژوهش‌های پیشین، ناچیز بوده و خنک‌سازی یکسانی را سبب می‌شوند. این مطلب نشان می‌دهد که به جای حل‌های تحلیلی سه‌بعدی پیچیده جریان در داکت می‌توان از حل‌های ساده دوبعدی استفاده کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدمه و بیان مسئله

صنعت هوافضا در دهه‌های اخیر شاهد تحولات چشمگیری در زمینۀ الکترونیک پرواز بوده است. سیستم‌های ناوبری، کنترل پرواز، پردازش سیگنال‌های راداری و ارتباطات ماهواره‌ای همگی به تراشه‌های الکترونیکی پیشرفته وابسته هستند. بااین‌حال، این پیشرفت‌ها با چالش جدی مدیریت حرارتی همراه بوده است. در محیط‌های عملیاتی هواپیماها و موشک‌ها، تراشه‌های الکترونیکی علاوه بر گرمای تولیدی داخلی، با گرمای محیطی ناشی از اصطکاک آیرودینامیکی در سرعت‌های بالا، در ارتفاعات نیز مواجه هستند. این شرایط منجر به ایجاد گرادیان‌های حرارتی شدید می‌شود که می‌تواند باعث ایجاد تنش‌های مکانیکی و خرابی‌های ساختاری شود. تراشه‌های مورد استفاده در سیستم‌های هوایی و موشک‌ها معمولاً پردازنده‌های پرسرعتی هستند که توان مصرفی بالایی دارند. براساس قانون ژول، افزایش جریان الکتریکی و مقاومت منجر به تولید گرمای قابل توجهی می‌شود که اگر مدیریت نشود، دمای تراشه را می­تواند تا بیش از 150درجه سانتی‌گراد برساند، که از محدوده مجاز عملیاتی فراتر می‌رود (پکت[1]، 2009). تأثیرات گرمای بیش از حد بر عملکرد تراشه‌ها عبارت‌اند از: کاهش عمر مفید قطعات، تغییر در مشخصات الکتریکی و خرابی ناگهانی (وی[2] و همکاران، 2007؛ یازاوا[3] و همکاران، 2015). برای خنک‌کاری تراشه‌های الکترونیکی هواپیما­ها و موشک­ها از خنک‌کننده‌های فعال، خنک‌کننده‌های غیرفعال و خنک­کننده­های نوین استفاده می­شود. خنک‌کننده­های فعال از فن‌ها، پمپ‌های مایع و مبدل‌های حرارتی در انتقال گرما استفاده می‌کنند. در برخی موشک‌ها، از سیستم‌های خنک‌کننده دارای سیالات ویژه مانند «فلورینت»[4] استفاده می‌شود که ضریب انتقال حرارت بالایی دارند (کاندلیکار[5] و همکاران، 2005). خنک‌کننده‌های غیرفعال شامل هیت‌سینک‌های پیشرفته و لوله‌های حرارتی هستند که هیت سینک‌های پیشرفته از مواد با رسانایی گرمایی بالا مانند مس یا الماس مصنوعی ساخته می‌شوند و لوله‌های حرارتی با استفاده از تبخیر و میعان یک سیال، گرمای تراشه را به‌سرعت منتقل می‌کنند (فقری[6] و همکاران، 2014؛ چن[7] و همکاران، 2020). خنک‌کننده‌های نوین شامل خنک‌کنندگی فاز تغییر( موادی مانند پارافین که با ذوب و انجماد، گرمای تراشه را جذب می‌کنند.) و خنک‌کنندگی ترموالکتریک هستند که در این خنک‌کننده‌ها با استفاده از «اثر پلتیر»[8]، گرما از یک سمت تراشه به سمت دیگر منتقل می‌شود (رو[9]، 2005). یکی از شاخص‌های مهم در عملکرد دستگاه‌های مختلف، توانایی آن‌ها در تأمین انرژی مورد نیاز برای خنک‌سازی قطعات، بدون نیاز به منبع انرژی خارجی است. این ویژگی را خودخنک‌کنندگی می‌نامند و می‌تواند شامل تأمین انرژی برای پمپاژ مایع خنک‌کننده در کانال‌ها یا به حرکت درآوردن فن باشد (دوانگتونگسوک[10] و وانگوایز[11]، 2017). تحقیقات زیادی در زمینۀ‌ سیستم‌های خودخنک‌کننده و خنک‌سازی قطعات انجام شده است. آوندسازی راه‌حلی است برای طراحی و به‌منظور حداکثر انتقال جرم و حرارت در طراحی مواد هوشمند، ابداع شده و مورد استفاده محققین قرار گرفته است (چو[12] و همکاران، 2010؛ لی[13] و همکاران، 2009؛ روچا[14] و همکاران، 2009). با توجه به معایب و پیچیدگی سیستم‌های خودخنک‌کننده ترموالکتریک، در این پژوهش قرار است یک سامانه خود خنک‌کننده غیرفعال آوندی که برای اولین بار توسط سجادی و سلیم‌پور (سجادی و سلیم­پور، 2021). طراحی شده، به‌صورت تحلیلی و سه‌بُعدی مورد بررسی قرار گیرد. تعدادی از مطالعات انجام شده به‌صورت عددی راجع به خنک‌کننده‌های آوندی و خود خنک‌کننده‌های ترموالکتریک عبارت‌اند از: سلیم‌پور و منبری به مطالعه و بهینه‌سازی کانال‌های خنک‌کننده درون یک جسم حلقه‌ای شکل پرداختند. هدف پژوهش آن‌ها به‌دست‌آوردن بهترین ساختار برای دست یافتن به مقاومت جریان و حرارتی حداقلی بود. نتایج آن‌ها نشان می‌دهند که نرخ جریان جرمی تأثیر زیادی بر مقاومت حرارتی دارد (سلیم­پور و منبری، 2015). «کیفلماریام»[15] و «لین»[16] مطالعه‌ای در مورد شبیه‌سازی عددی یک سامانه خنک‌کننده همراه با تولید ترموالکتریک برای خودخنک‌کنندگی دستگاه‌های الکتریکی انجام دادند. در پژوهش آن‌ها، مدل‌سازی عددی انجام شده و اعتبارسنجی آن براساس یک مطالعه‌ی تجربی صورت گرفته است. رابطۀ بین سرعت مایع خنک‌کننده و شار حرارتی در دستگاه حرارتی نیز برای اعتبارسنجی مفهوم خودخنک‌کنندگی مدل‌سازی شده است (کیفلماریام و لین، 2015). «ینیجون»[17] و «ستکین»[18] پژوهشی در مورد ساختار‌های طراحی درخت‌مانند برای خودخنک‌کنندگی انجام دادند. در این تحقیق، دو مدل طراحی آوندی (یکی با آوندهای شعاعی و دیگری با آوندهای درخت مانند) با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج نشان داد که با تغییر طراحی از آوندهای شعاعی به درخت‌مانند، افت فشار کاهش یافته و ضریب جابه‌جایی افزایش می‌یابد (ینیجون و ستکین، 2016). «کانگ»[19] و همکاران پژوهشی در مورد طراحی ساختار خودخنک‌کاری چرخشی برای ماشین‌های مغناطیسی در وسایل نقلیه الکتریکی انجام دادند. این تحقیق نشان داد که ساختار خنک‌کننده‌ی پیشنهادی می‌تواند گردش هوا را در سوراخ‌های خروجی روتور به‌طور مؤثر افزایش دهد و خنک‌کاری مناسبی با افت مقاومت هوای پایین ارائه دهد (کانگ و همکاران، 2020). «یانگ»[20] و همکاران در پژوهشی به‌منظور حل مشکلات ناشی از افزایش دما و مصرف بالای برق در باتری‌هایی که با روش‌های سنتی مایع خنک‌کننده خنک می‌شدند، سیستمی جدید با الهام از ساختار رگ‌های خونی انسان پیشنهاد کردند. نتایج آن‌ها نشان داد که این سامانه عملکرد بهتری در دفع حرارت دارد (یانگ و همکاران، 2025). «مارتینز»[21] و همکاران پژوهشی در مورد خودخنک‌کننده‌های ترموالکتریک برای دستگاه‌های الکترونیکی انجام دادند. این پژوهش به بررسی ترکیب مبدل‌های حرارتی لوله‌ای و خودخنک‌کننده‌های ترموالکتریک و کاربرد آن‌ها در خنک‌سازی وسایل الکترونیکی می‌پردازد (مارتینز و همکاران، 2016). «الشهری»[22] و «صابر»[23] به بررسی تجربی خنک‌کاری ترموالکتریک برای تراشه‌های کامپیوتری پرداختند که هدف پژوهش آن‌ها در این پروژۀ تحقیقاتی، توسعه ابزاری برای خنک‌سازی قطعات الکترونیکی با نقاط شار حرارتی بالا و ناگهانی، با حداقل افزایش در توان کلی، است (الشهری و صابر، 2020). با توجه به بررسی پژوهش‌های انجام شده، تاکنون پژوهش تحلیلی سه‌بُعدی راجع به خودخنک‌کننده‌های غیرفعال آوندی انجام نشده و فقط حل تحلیلی دوبُعدی آن برای جریان آرام توسط سجادی و سلیم‌پور (سجادی و سلیم‌پور، 2021) ارائه شده است. با توجه به سادگی حل معادلات دوبُعدی نسبت به معادلات سه‌بُعدی، در این پژوهش برای نخستین بار حل تحلیلی جریان آرام درون یک خود خنک‌کننده غیرفعال آوندی به‌صورت سه‌بُعدی انجام شده و نتایج به‌دست‌آمده با نتایج حل تحلیلی دوبُعدی جریان آرام مقایسه شده است. با توجه به این‌که ماکزیمم کاهش دما در حالت دوبُعدی و سه‌بُعدی تفاوت ناچیزی با یکدیگر دارند، می­توان برای حل جریان تحلیلی درون داکت، حل دوبُعدی را جایگزین حل تحلیلی پیچیده سه‌بُعدی کرد. این امر هم در ساده­سازی و هم در کاهش زمان حل مسائل تأثیر بسزایی دارد.

قطعه در نظر گرفته شده، قطعه‌ای با سطح مقطع مستطیلی شکل بوده و ابعاد آن ثابت فرض شده است. در حل تحلیلی، ابعاد قطعه برای جریان آرام تقریباً 216 × 111 میلی‌متر مربع است و کانال‌هایی در این قطعه برای جریان مایع خنک‌کننده تعبیه شده‌اند. برای بررسی ساختار، آوندها به‌صورت کانال‌های موازی در نظر گرفته (مطابق شکل 1) شده است.


شکل 1: شماتیک کلی قطعه مورد بررسی در این پژوهش

کانال‌های درون قطعه به دو دسته کانال‌های فعال و غیرفعال تقسیم می‌شوند. کانال‌های فعال کانال‌هایی هستند که مایع خنک‌کننده در آن‌ها جریان دارد، درحالی‌که در کانال‌های غیرفعال سیال در حالت کارکرد عادی ساکن است و جریان ندارد. این کانال‌ها از یک سمت مسدود بوده از سمت دیگر به مجرای جمع‌آوری کننده سیال متصل هستند. چیدمان کانال‌های فعال و غیرفعال به‌گونه‌ای است که در دو سمت هر کانال فعال، دو کانال غیرفعال قرار دارد. همچنین در دو لبه عرضی صفحه نیز کانال فعال قرار دارد. نحوه کارکرد این سامانه به این شکل است که کانال‌های غیرفعال در نقاط مشخصی توسط میکروترموستات‌هایی به کانال‌های فعال متصل شده‌اند و زمانی که دمای سیال در نقطه یا نقاطی از قطعه بالا رود، میکروترموستات‌ها مسیر بین دو کانال فعال و غیرفعال را باز کرده، سیال خنک‌کن وارد کانال‌های غیرفعال شده، خنک‌کاری در آن نقاط (نقاط با شار حرارتی بالا) افزایش می‌یابد. لازم به ذکر است که اگر سیال از همان ابتدا درون همه کانال‌ها جریان داشته باشد، با توجه به این‌که دبی حجمی سیال ورودی ثابت است، دبی حجمی در هر کانال کم شده و درنتیجه خنک‌کاری کلی قطعه کاهش یافته و دمای متوسط قطعه افزایش می‌یابد. حال‌آنکه با تقسیم کانال‌ها به دو دسته فعال و غیرفعال، در حالت عادی، دبی در کانال‌های فعال افزایش یافته دمای کلی قطعه کاهش می‌یابد. سیال خنک‌کن درون مجرا‌ها آب و جریان سیال آرام است. برای خنک‌کاری قطعه، حجم آوندها و حجم قطعه ثابت در نظر گرفته می‌شود. زمانی که شار حرارتی در قسمتی از قطعه زیاد شده و دمای آن قسمت بالا‌تر از حد مجاز شود، ترموستات-ترموستات‌های نصب شده در آن قسمت در اثر دمای بالا، مسیر را باز کرده و جریان سیال بین کانال فعال و کانال غیرفعال در آن قسمت از قطعه برقرار می‌شود و درنتیجه محدوده مورد نظر خنک‌شده دمای آن کاهش می‌یابد. در این پژوهش محاسبات مربوط به حل تحلیلی جریان درون قطعه، با فرض 19 کانال (10 کانال فعال و 9 کانال غیرفعال) انجام شده است.

پژوهش حاضر به‌صورت تحلیلی و با استفاده از نرم­افزار «ای. ای. اس»[24] انجام شده است. در حل تحلیلی، هدف به دست آوردن پاسخ­های کاملاً تحلیلی است. بنابراین، مجبور به انجام ساده­سازی­هایی هستیم تا انجام حل تحلیلی ممکن شود. این ساده­سازی­ها عبارت‌اند از: جریان آرام، تراکم­ناپذیر، سیال نیوتنی و پایا.

 

  1. بررسی مهندسی اهمیت قطعه با معادله‌های حل تحلیلی جریان سه‌بُعدی

در این بخش با در نظر گرفتن فرضیات و ساده­سازی­های مربوط به حل تحلیلی جریان دوبُعدی بین صفحات موازی، به بررسی جریان سیال آرام، توسعه­یافته و دائم درون یک داکت با سطح مقطع مستطیلی شکل پرداخته شده است (اسپیگا[25] و مورینو[26]، 1994). مطابق شکل (2)، یک داکت در مختصات کارتزین در نظر گرفته شده و جهت جریان در راستای محور  است.


شکل 2: مقطعی از یک کانال (اسپیگا و مورینو، 1994).

علاوه بر فرضیات حل جریان دوبُعدی، سیال نیوتنی با خواص فیزیکی ثابت نیز فرض شده، از انتقال حرارت طبیعی صرف‌نظر شده و گرادیان فشار در راستای جریان ثابت است.

با در نظر گرفتن فرضیات ذکر شده، معادله مومنتوم عبارت است از:

                                                                      (1)

مختصات بی­بُعد عبارت است از:

                           (2)

سرعت بدون بُعد نیز عبارت است از:

                                                    (3)

و P برابر است با:

                                                               (4)

برای حل معادله دیفرانسیل جزئی ذکر شده، شرط مرزی عدم لغزش نیز فرض شده است (سرعت بر روی دیوارهای جانبی مستطیل صفر است.)

                    (5)

با در نظر گرفتن تبدیل فوریه نسبت به x، سرعت بدون بُعد و مشتقات دوم آن عبارت است از:

                                                           (6)

                                       (7)

با توجه به شرایط مرزی و ضرب همه جملات معادله مومنتوم در  و ادغام بر روی ، معادله مومنتوم به‌صورت معادله 8 نوشته شده است.

                                                                    (8)

با استفاده از تبدیل فوریه سینوسی نسبت به y و ضرب هر جمله معادله 8 در  معادله 8 به معادله 9 تبدیل شده است.

                                                                                                               (9)

 

با استفاده از معادله 9،  برابر است با:

                                                            (10)

با استفاده از معادله 9 توزیع سرعت عبارت است از:

                                                (11)

با توجه به معادله 11 می­توان گفت، پروفیل سرعت نسبت به محورهای مختصات  و  متقارن است و اگر  و  تغییر کنند، معادله 11 تغییر نمی­کند. توابع سینوسی در  و  تقارن توزیع را نسبت به مرکز مقطع مستطیلی شکل نشان می­دهند و یک هم‌گرایی سریع با توان سوم n و m در مخرج معادله 11 ایجاد می­شود. هم‌گرایی یکنواخت با استفاده از روابط کوشی قابل اثبات است. با استفاده از معادله 11 سرعت متوسط محاسبه شده و عبارت است از:

                                                      (12)

با استفاده از معادله­های 4 و 12 و با توجه به شکل هندسه قطعه بررسی شده در این پژوهش (شکل 1) و این‌که طول ضلع و طول کانال­های قطعه به ترتیب برابر D و L است، معادله مربوط به افت فشار در راستای جریان محاسبه شده و عبارت است از:

                            (13)

با توجه به هندسه مسئله ،  در این پژوهش برابر یک است.

برای ساده­سازی معادله 13 فرض شده است که:

                                                 (14)

درنتیجه با استفاده از معادله 13 و 14 برای افت فشار می­توان نوشت:

                                                          (15)

در طول لوله­ها علاوه بر اتلاف انرژی ناشی از اصطکاک، افت­های دیگری تحت عنوان افت­های موضعی نیز وجود دارد. این افت­های موضعی در اثر عواملی مانند ورودی یا خروجی لوله، بزرگ یا کوچک شدن ناگهانی مقطع و اتصالات به‌کاررفته در سامانه مانند زانویی، سه‌راهی و ... به وجود می­آیند. این افت­ها ممکن است ناچیز باشند. افت جزئی اندازه­گیری شده معمولاً به‌صورت رابطه 16 بیان می­شود:

                                                              (16)

در رابطه 16،  ضریب افت است. این ضریب بدون بُعد بوده و مقدار آن بستگی به شکل و ابعاد قسمت­های مختلف دارد. در این رابطه  ارتفاع معادل تلف‌شده برحسب متر،  سرعت متوسط سیال برحسب متر بر ثانیه و  افت فشار موضعی برحسب پاسکال هستند (جی‌جی[27]، 2006).  

از طرفی دبی جرمی برای یک کانال با سطح مقطع مربعی شکل و به طول D برابر است با:

                                                                                         (17)

بنابراین با توجه به رابطه 16 و 17 افت فشار موضعی برای هر کانال را می­توان به‌صورت رابطه 18 نوشت.

                                                                                    (18)

حال با در نظر گرفتن فرضیات و ساده­سازی­های مربوط به حل تحلیلی، عمل نکردن ترموستات­ها و شکل (3)، معادلات مربوط به تغییرات فشار در کانال­های قطعه مورد بررسی در این پژوهش (کانال با صفحات موازی) عبارت‌اند از:

                                                              (19)

با توجه به شکل (3)، در رابطه 19،  افت فشار مربوط به کانال iام است.  افت فشار از ورودی قطعه تا ورود به کانال iام،  افت فشار در طول کانال iام و  افت فشار از خروجی کانال iام تا خروجی قطعه و  افت فشار موضعی کانال iام می­باشند. با توجه به معادلات 15، 18 و معادله 19، معادلات مربوط به افت فشار اصطکاکی برای کانال‌های جریان درون قطعه (جریان سه‌بُعدی) با سطح مقطع مستطیلی شکل بررسی شده در این پژوهش عبارت است از:

(20)


رابطه 20 افت فشار مربوط به هر کانال بسته را نشان می­دهد.

شکل 3: قطعه مورد بررسی

در رابطه 20،  تغییرات فشار مربوط به کانال ام را نشان می­دهد. در این رابطه مقادیر ، ، ،  ،  و ها مقادیر معلومی دارند. از طرفی افت فشار یعنی  در کانال­ها برابر است و دبی جرمی کل یعنی  نیز برابر است با مجموع دبی جرمی در همه کانال­ها. در رابطه 20،  دبی جرمی کل،  دبی جرمی مربوط به هر کانال، L طول کانال­ها، D قطر کانال­های فعال،  قطر کانال ورودی جریان،  قطر کانال خروجی جریان، Lc ضریب اصطکاک موضعی، C ضریب ثابت،  چگالی سیال و  فاصله بین دو کانال فعال هستند.

                                                                   (21)


سیال در نظر گرفته شده در حل تحلیلی این پژوهش، آب در دمای 40 درجه سانتی­گراد و فشار 120 کیلوپاسکال است.

شکل 4: تصویر مربوط به قطعه مورد بررسی با فرض عمل کردن یکی از ترموستات­ها

معادلات حاکم برای به دست آوردن دبی جرمی درون کانال­ها با فرض برابر بودن افت فشار همه کانال­ها حل شده­اند. ضرایب اصطکاک موضعی در جریان آرام با افت موضعی همگی مساوی و برابر با 1/0 فرض شده­اند. حال درصورتی‌که یکی از ترموستات­ها عمل کند، مطابق شکل (4)، یکی از مسیرهای بین کانال­ها باز شده و دو معادله دیگر به معادلات موجود اضافه می­شوند. در این بررسی فرض شده­ که مسیر  i=a باز شده است. در شکل (3) و (4)، مسیرهایی که با شماره­هایی با رنگ آبی مشخص شده­اند، مسیرهای فعال و مسیرهای با شماره­هایی با رنگ قرمز مسیرهای غیرفعال هستند.

                                                                             (22)

در حالتی که ترموستات در مسیر aام باز می­شود، معادله مربوط به مسیر aام به‌صورت زیر تغییر می­کند. سایر معادلات مربوط به افت فشار بقیه کانال­ها به‌صورت قبل باقی می­مانند.

                                                                          (23)

                                                     (24)

در این پژوهش مشخصات مربوط به هندسه و جریان درون کانال­ها برای حل تحلیلی سه‌بُعدی و دوبُعدی مشابه یکدیگر در نظر گرفته شده است.

 

 

 

  1. نتایج حاصل از حل تحلیلی جریان آرام و سه‌بُعدی

حل تحلیلی جریان آرام سه‌بُعدی و حل تحلیلی جریان آرام دوبُعدی برای شرایط کاملاً توسعه­یافته و یا زمانی که طول ورودی حرارتی وجود دارد، بررسی شده­اند. در حل تحلیلی جریان آرام و سه‌بُعدی ابتدا از افت فشار موضعی صرف‌نظر کرده و برای حالت ترموستات بسته و حالتی که در فاصله 80 میلی­متری از ابتدای کانال دوم ترموستات باز می­شود، ماکزیمم دمای جسم برای شارهای حرارتی مختلف محاسبه شده و با ماکزیمم دمای جسم در حالت‌های ترموستات باز و بسته در حل تحلیلی جریان آرام دوبُعدی مقایسه شده است سپس برای همین حالت بازشدگی و با در نظر گرفتن افت فشار موضعی مجدداً ماکزیمم دمای جسم برای شارهای حرارتی مختلف در جریان دوبُعدی و سه‌بُعدی محاسبه و با یکدیگر مقایسه شده است. در حل تحلیلی جریان سه‌بُعدی ابتدا یک شار حرارتی عادی برابر با 11250 وات بر مترمربع به کف قطعه وارد شده و سپس شارهای حرارتی ناگهانی به اندازه­های 1، 5/1، 2 و 5/2 برابر شار حرارتی عادی در فاصله 80 میلی­متری از ابتدای کانال دوم به قطعه وارد شده که درنتیجه در همان محل ترموستات مسیر بین کانال فعال و غیرفعال مجاورش را باز کرده و خنک­سازی قطعه انجام می­شود.

شکل (5: الف) مقایسه نتایج مربوط به دمای ماکزیمم جسم برای حالت­های ترموستات باز و ترموستات بسته در جریان آرام کاملاً توسعه­یافته دوبُعدی و سه‌بُعدی را نشان می­دهد. در شکل­های مربوط به قسمت حل تحلیلی جریان آرام سه‌بُعدی، خطوط قرمز رنگ مربوط به جریان سه‌بُعدی و خطوط آبی‌رنگ مربوط به جریان دوبُعدی است. همان­طور که در شکل (5) دیده می­شود روند تغییرات دمای ماکزیمم در جریان دوبُعدی و سه‌بُعدی مشابه یکدیگر است و اختلاف ناچیزی با یکدیگر دارند. میزان کاهش دمای ماکزیمم جسم در جریان دوبُعدی برای شار حرارتی 28125 وات بر مترمربع 79/19 درجه سانتی­گراد و این میزان برای جریان سه‌بُعدی 76/20 درجه سانتی­گراد است. شکل (5: ب) مقایسه نتایج دمای ماکزیمم جسم را در حالت­های ترموستات باز و ترموستات بسته و برای جریان آرام کاملاً توسعه‌یافته دوبُعدی و سه‌بُعدی با در نظر گرفتن افت فشار موضعی نشان می­دهد. در این حالت نیز مشابه حالت بدون در نظر گرفتن افت فشار موضعی، روند تغییرات ماکزیمم دمای جسم در حالت­های ترموستات باز و ترموستات بسته و برای جریان دوبُعدی و سه‌بُعدی مشابه یکدیگر است. در هر دو حالت جریان دوبُعدی و جریان سه‌بُعدی با در نظر گرفتن افت فشار موضعی ماکزیمم دمای قطعه و میزان خنک­کنندگی آن افزایش یافته است. میزان کاهش دمای ماکزیمم جسم برای حالت جریان دوبُعدی 43/20 درجه سانتی­گراد و این کاهش برای جریان سه‌بُعدی 23/21 درجه سانتی­گراد است. علاوه بر جریان آرام کاملاً توسعه­یافته برای جریان دوبُعدی و سه‌بُعدی جریان با طول ورودی حرارتی و دو حالت صرف‌نظر از افت فشار موضعی و در نظر گرفتن افت فشار موضعی بررسی شده است. شکل (5: ج) مقایسه نتایج مربوط به دمای ماکزیمم جسم برای حالت­های ترموستات باز و ترموستات بسته را برای جریان آرام با طول ورودی حرارتی و با صرف‌نظر از افت فشار موضعی نشان می­دهد. در حل تحلیلی جریان آرام سه‌بُعدی مشابه حل تحلیلی جریان آرام دوبُعدی، توسعه­نیافتگی سبب افزایش میزان انتقال حرارت شده، درنتیجه ماکزیمم دمای جسم و خنک­سازی آن نسبت به جریان آرام کاملاً توسعه­یافته کاهش یافته است. کاهش ماکزیمم دمای جسم با باز شدن ترموستات­ها و خنک­سازی قطعه برای جریان آرام دوبُعدی با طول ورودی حرارتی و صرف‌نظر از افت فشار موضعی 36/10 درجه سانتی­گراد و این میزان کاهش برای جریان سه‌بُعدی 78/13 درجه سانتی­گراد است. شکل (5: د)مقایسه نتایج مربوط به دمای ماکزیمم قطعه در حالت­های ترموستات باز و ترموستات بسته را برای جریان آرام دوبُعدی و سه‌بُعدی با طول ورودی حرارتی و با در نظر گرفتن افت فشار موضعی نشان می­دهد. در این حالت مشابه جریان آرام کاملاً توسعه­یافته دوبُعدی و سه‌بُعدی، افت فشار موضعی سبب افزایش ماکزیمم دمای قطعه و درنتیجه افزایش میزان خنک­سازی آن می­شود. میزان این خنک­سازی برای جریان آرام دوبُعدی با طول ورودی حرارتی و با در نظر گرفتن افت فشار موضعی 18/12 درجه سانتی­گراد و کاهش دمای ماکزیمم قطعه برای جریان سه‌بُعدی با طول ورودی حرارتی و با در نظر گرفتن افت فشار موضعی 63/14 درجه سانتی‌گراد است. در جریان آرام سه‌بُعدی و دوبُعدی با طول ورودی حرارتی در هر دو حالت صرف‌نظر از افت فشار موضعی و در نظر گرفتن افت فشار موضعی روند تغییرات دمای ماکزیمم قطعه مشابه یکدیگر است و میزان خنک­سازی جسم (اختلاف دمای ماکزیمم بین حالت ترموستات باز و ترموستات بسته) در حالت جریان سه‌بُعدی و جریان دوبُعدی اختلاف
ناچیزی با یکدیگر دارند.

شکل 5: مقایسه نتایج مربوط به دمای ماکزیمم قطعه در حالت­های ترموستات بسته و ترموستات باز برای جریان سه‌بُعدی و دوبُعدی، جریان توسعه­یافته و بدون در نظر گرفتن افت فشار موضعی.

کلیه نتایج مربوط به حل تحلیلی جریان آرام دوبُعدی و سه‌بُعدی در جدول (1) تا (4) آمده است.

جدول 1: نتایج مربوط به دمای ماکزیمم قطعه در حالت­های ترموستات بسته و ترموستات باز برای جریان سه‌بُعدی و دوبُعدی، جریان توسعه­یافته و بدون در نظر گرفتن افت فشار موضعی

q (W/m2)

Tmax, 2D

Tmax, 3D

Close

Open

 

Close

Open

 

11250

18/44

29/43

89/0

48/46

60/46

12/0

16875

83/50

29/43

54/7

11/52

60/46

51/5

22500

63/58

29/43

34/15

16/60

60/46

56/13

28125

42/66

63/46

79/19

21/68

45/47

76/20

 

جدول 2: نتایج مربوط به دمای ماکزیمم قطعه در حالت­های ترموستات بسته و ترموستات باز برای جریان سه‌بُعدی و دوبُعدی، جریان توسعه­یافته و با در نظر گرفتن افت فشار موضعی

q (W/m2)

Tmax, 2D

Tmax, 3D

Close

Open

 

Close

Open

 

11250

01/46

82/44

19/1

81/47

64/45

17/2

16875

85/51

82/44

03/7

85/52

64/45

21/7

22500

85/59

82/44

03/15

05/61

64/45

41/15

28125

85/67

42/47

43/20

24/69

01/48

23/21

 

جدول 3: نتایج مربوط به دمای ماکزیمم قطعه در حالت­های ترموستات بسته و ترموستات باز برای جریان سه‌بُعدی و دوبُعدی، جریان با طول ورودی حرارتی و بدون در نظر گرفتن افت فشار موضعی

q (W/m2)

Tmax, 2D

Tmax, 3D

Close

Open

 

Close

Open

 

11250

70/35

85/34

85/0

96/39

13/38

83/1

16875

11/38

85/34

26/3

33/42

13/38

2/4

22500

66/41

85/34

81/6

12/47

13/38

99/8

28125

21/45

85/34

36/10

91/51

13/38

78/13

 

جدول 4: نتایج مربوط به دمای ماکزیمم قطعه در حالت­های ترموستات بسته و ترموستات باز برای جریان سه‌بُعدی و دوبُعدی، جریان با طول ورودی حرارتی و با در نظر گرفتن افت فشار موضعی

q (W/m2)

Tmax, 2D

Tmax, 3D

Close

Open

 

Close

Open

 

11250

18/39

58/38

6/0

02/42

13/40

89/1

16875

60/41

58/38

02/3

15/44

13/40

02/4

22500

18/46

58/38

6/7

46/49

13/40

33/9

28125

76/50

58/38

18/12

76/54

13/40

63/14

 

داده­های موجود در جدول‌ (1) تا (4) نیز نشان می­دهند که نتایج مربوط به اختلاف دمای ماکزیمم قطعه در حالت ترموستات بسته و ترموستات باز در حل تحلیلی جریان آرام دوبُعدی و سه‌بُعدی تفاوت ناچیزی با یکدیگر دارند بنابراین همان‌طور که پیش‌تر هم بیان شد به‌جای حل تحلیلی سه‌بُعدی جریان درون داکت­ها که هم پیچیده و هم زمان­بر است، می­توان با فرض خوبی از تحلیلی جریان دوبُعدی استفاده کرد.

 

  1. نتیجه‌گیری

رقابت در صنایع هوافضایی نظیر هواپیماها، موشک­ها و سامانه‌های فضایی مدرن و به‌کارگیری قطعات پیچیده الکترونیکی سبک­تر، سریع­تر و باکیفیت­تر و نقش حیاتی این قطعات در عملکرد ایمن، کارآمد و راحت حین مسیر پرواز نگرانی شدید دانشمندان این حوزه­ها را در پی داشته است. در محیط‌های عملیاتی هواپیماها و موشک‌ها، تراشه‌های الکترونیکی علاوه بر گرمای تولیدی داخلی، با گرمای محیطی ناشی از اصطکاک آیرودینامیکی در سرعت‌های بالا نیز مواجه هستند. این شرایط منجر به ایجاد گرادیان‌های حرارتی شدید می‌شود که می‌تواند باعث بروز تنش‌های مکانیکی و خرابی‌های ساختاری شود بنابراین سرمایه­گذاری روی بُعد خنک­سازی سریع قطعات در کنار توجه به کوچک‌ترسازی حجم‌های قطعات به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. در این پژوهش تلاش شده ضمن پرداختن به اهمیت موضوع، به‌صورت مهندسی نیز مدل سامانه خودخنک‌کننده غیرفعال را معرفی، طراحی و بررسی کند و با توجه به پشتیبانی تجربی انجام یافته و نتایج خوب کاهش دمای بیش از 20 درجه سانتی‌گراد، ارزش توجه و تقویت رویکرد به سمت سیستم‌های خود خنک‌کننده را طبق توضیحات مفصل­تر ذیل نتیجه گرفته است.

در این پژوهش در بخش تحقیق مهندسی برای نخستین بار یک خودخنک‌کننده غیرفعال آوندی طراحی شده که در صورت افزایش شار حرارتی در هر قسمت از قطعه خنک­سازی را افزایش داده و دمای ماکزیمم قطعه را کاهش دهد. برای چهار شار حرارتی مختلف 11250، 16875، 22500 و 28125 وات بر متر مربع و افزایش شار حرارتی در نقطه­ای با فاصله 80 میلی­متری از ابتدای کانال دوم و با در نظر گرفتن و یا صرف‌نظر از افت موضعی، خنک­سازی قطعه مستطیلی بررسی و نتایج به‌دست‌آمده با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج نشان می­دهند که

  1. هر چه شار حرارتی افزایش یابد افت دمای ماکزیمم و تأثیر عمل کردن ترموستات­ها و بازشدگی ترموستات­ها بیشتر می­شود و خنک­سازی افزایش می­یابد.
  2. نتایج نشان می­دهند که افت فشار موضعی در تحلیل جریان و عملکرد حرارتی قطعه مهم است. در نظر گرفتن افت فشار موضعی منجر به کاهش جریان جرمی مایعات و افزایش دمای قطعه می­شود. با استفاده از این سامانه خودخنک­کن غیرفعال، خنک­سازی در حالتی که افت فشار موضعی در نظر گرفته شده، بیشتر از حالت افت فشار موضعی صرف‌نظر شده است. مثلاً در جریان آرام کاملاً توسعه‌یافته در حالت با افت فشار موضعی و برای شار حرارتی 28125 وات بر مترمربع، میزان خنک­سازی قطعه با فرض جریان دوبُعدی و سه­بعدی به ترتیب 43/20 و 23/21 درجه سانتی­گراد و در حالت صرف‌نظر از افت فشار موضعی و با فرض جریان دوبُعدی و سه­بعدی به ترتیب 79/19 و 76/20 درجه سانتی­گراد محاسبه شده است.
  3. نتایج حل تحلیلی جریان درون قطعه مستطیلی شکل، به‌صورت دوبُعدی و سه‌بُعدی تفاوت ناچیزی دارند و با توجه به سادگی جریان به‌صورت دوبُعدی نسبت به حالت سه‌بُعدی، می­توان از معادلات حالت دوبُعدی به‌جای سه‌بُعدی در پژوهش­ها استفاده کرد.

جدول 5: فهرست علائم

پارامتر

علامت

ردیف

پارامتر

علامت

ردیف

دمای ماکزیمم قطعه

 

34

مساحت سطح کانال

 

1

دمای متوسط سیال

 

35

طول مستطیل

 

2

سرعت متوسط سیال

 

36

عرض مستطیل

 

3

سرعت سیال

 

37

مقدار ثابت

 

4

سرعت بدون بُعد

 

38

ضریب اصطکاک

 

5

تبدیل فوریه سینوسی V نسبت به x

 

39

گرمای ویژه

 

6

تبدیل فوریه دو برابری سینوسی V

 

40

قطر کانال فعال

 

7

سرعت متوسط

 

41

قطر کانال aام

 

8

طول قسمتی از کانال

 

42

قطر کانال غیرفعال

 

9

مختصات دکارتی بدون بُعد

 

43

قطر ترموستات

 

10

پارامتر بدون بُعد

 

44

قطر هیدرولیکی

 

11

مختصات دکارتی بدون بُعد

 

45

فاصله بین ترموستات تا مسیر خروجی جریان

 

12

فاصله نقطه داغ تا ترموستات

 

46

ضریب انتقال حرارت جابه‌جایی

 

13

نرخ اضمحلال

 

47

ضریب انتقال حرارت جابه‌جایی متوسط

 

14

مختصات دکارتی

 

48

ضریب انتقال حرارت جابه­جایی مرجع

 

15

مختصات دکارتی

 

49

ارتفاع

 

16

نسبت منظری

 

50

طول کانال

 

17

لزجت دینامیکی

 

51

ضریب اصطکاک موضعی

 

18

لزجت سینماتیکی

 

52

دبی جرمی کل

 

19

ویسکوزیته گردابی

 

53

دبی جرمی مربوط به هر کانال

 

20

مختصات دکارتی

 

54

عدد ناسلت متوسط

 

21

چگالی

 

55

سرعت در حل سه‌بُعدی جریان

 

22

زیرنویس‌ها

فشار

 

23

پارامتر

علامت

ردیف

تغییرات فشار

 

24

قطر هیدرولیکی

 

56

عدد پرانتل

 

25

اصطکاک

 

57

گرادیان فشار

 

26

هیدرولیکی

 

58

انتقال حرارت

 

27

متوسط

 

59

ماکزیمم شار حرارتی

 

28

ماکزیمم

 

60

شار حرارتی یکنواخت

 

29

سطح

 

61

فاصله بین دو کانال فعال

 

30

کل

 

62

عدد رینولدز

 

31

ترموستات

 

63

قطر ورودی و
 خروجی کانال

 

32

موضعی (محلی)

 

64

دمای اولیه قطعه

 

33

 

 

 

 

 

[1]. Pecht

[2]. Wei

[3]. Yazawa

[4]. Fluorinert

[5]. Kandlikar

[6]. Faghri

[7]. Chen

[8]. Peltier Effect

[9]. Rowe

[10]. Duangthongsuk

[11]. Wongwises

[12]. Cho

[13]. Lee

[14]. Rocha

[15]. Kiflemariam

[16]. Lin

[17]. Yenigün

[18]. Çetkin

[19]. Kang

[20]. Yang

[21]. Martinez

[22]. Al-Shehri

[23]. Saber

[24]. Engineering Equation Solver (EES)

[25]. Spiga

[26]. Morino

[27]. Jiji

 
Al-Shehri, S., & Saber, H. H. (2020). Experimental investigation of using thermoelectric cooling for computer chips. Journal of King Saud University-Engineering Sciences, 32(5), 321-329.
Chen, L., Liu, R., & Shi, X. (2020). Thermoelectric materials and devices. Elsevier.
Cho, K.-H., Lee, J., Kim, M.-H., & Bejan, A. (2010). Vascular design of constructal structures with low flow resistance and nonuniformity. International Journal of Thermal Sciences, 49(12), 2309-2318.
Duangthongsuk, W., & Wongwises, S. (2017). An experimental investigation on the heat transfer and pressure drop characteristics of nanofluid flowing in microchannel heat sink with multiple zigzag flow channel structures. Experimental Thermal and Fluid Science, 87, 30-39.
Faghri, A. .(2014). Heat pipes: review, opportunities and challenges. Frontiers in Heat Pipes (FHP), 5(1).
Jiji, L. M. (2006). Heat Transfer in Channel Flow. Heat Convection, 203-258.
Kandlikar, S., Garimella, S., Li, D., Colin, S., & King, M. R. (2005). Heat transfer and fluid flow in minichannels and microchannels. elsevier.
Kang, M., Wang, H., Guo, L., Shi, T., & Xia, C. (2020). Self-circulation cooling structure design of permanent magnet machines for electric vehicle. Applied thermal engineering, 165, 114593.
Kiflemariam, R., & Lin, C.-X. (2015). Numerical simulation of integrated liquid cooling and thermoelectric generation for self-cooling of electronic devices. International Journal of Thermal Sciences, 94, 193-203.
Lee, J., Lorente, S., Bejan, A., & Kim, M. (2009). Vascular structures with flow uniformity and small resistance. International Journal of Heat and Mass Transfer, 52(7-8), 1761-1768.
Martinez, A., Astrain, D., & Aranguren, P. (2016). Thermoelectric self-cooling for power electronics: Increasing the cooling power. Energy, 112, 1-7.
Pecht, M. (2009). Product reliability, maintainability, and supportability handbook. CRC press.
Rocha, L., Lorente, S., & Bejan, A. (2009). Tree-shaped vascular wall designs for localized intense cooling. International Journal of Heat and Mass Transfer, 52(19-20), 4535-4544.
Rowe, D. M. (2005). Thermoelectrics handbook: macro to nano. CRC press.
Sajadi, S. Z., & Salimpour, M. R. (2021). Proposing a novel passive vascular self-cooling system. Journal of Thermal Analysis and Calorimetry, 143(5), 3719-3730.
Salimpour, M. R., & Menbari, A. (2015). Analytical optimization of constructal channels used for cooling a ring shaped body based on minimum flow and thermal resistances. Energy, 81, 645-651.
Spiga, M., & Morino, G. (1994). A symmetric solution for velocity profile in laminar flow through rectangular ducts. International communications in heat and mass transfer, 21(4), 469-475.
Wei, X., Joshi, Y., & Patterson, M. K. (2007). Experimental and numerical study of a stacked microchannel heat sink for liquid cooling of microelectronic devices.
Yang, Z., Sun, H., & Zhang, Y. (2025). Thermal characteristics and reliability analysis of liquid-cooled heat dissipation system for lithium-ion batteries with bionic vascular structure. Applied thermal engineering, 269, 126005.
Yazawa, K., Fedorov, A., Joshi, Y., & Shakouri, A. (2015). Energy Efficient Solid-State Cooling for Hot Spot Removal. In Cooling of Microelectronic and Nanoelectronic Equipment: Advances and Emerging Research (pp. 195-226). World Scientific.
Yenigün, O., & Çetkin, E. (2016). Constructal tree-shaped designs for self-cooling.