نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت بازاریابی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
2 دانشیار مدیریت بازرگانی، گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
3 استاد مدیریت بازرگانی، گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
مقدمه و بیان مسئله
در دهههای اخیر، سازمانها بهطور همزمان با دو تحول اساسی مواجه شدهاند که شامل الزام به دیجیتالیسازی و ضرورت پاسخگویی به بحرانهای زیستمحیطی است. این دو روند، که در ادبیات علمی با عنوان «گذار توأم»[1] شناخته میشوند، به اولویتهای اصلی سیاستگذاران و مدیران در صنایع مختلف تبدیل شدهاند (اوگرین و هِرسیو[2]، 2021؛ تابارس[3] و همکاران، 2025). از یکسو، فناوریهای نوینی همچون اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و کلانداده موجب شده سازمانها فرایندهای خود را هوشمندسازی کنند و مزیتهای رقابتی جدید خلق نمایند. (گالینا و همکاران، 2024؛ هاتارا و ساری[4]، 2025) و از سوی دیگر، فشارهای اجتماعی، قانونی و زیستمحیطی، بنگاهها را بهسوی سیاستها و راهکارهایی برای کاهش انتشار کربن و بهرهبرداری بهینه از منابع سوق دادهاند (لی و لی[5]، 2023؛ لین و ژیه[6]،2024). آنچه گذار توأم را متمایز میسازد، ماهیت همافزای آن است که در آن دیجیتالیسازی و پایداری نه صرفاً بهصورت موازی، بلکه در تعامل با یکدیگر، فرصتهای تازهای برای نوآوری و رشد پایدار فراهم میکنند (وانگ و همکاران، 2023).[7] این روند جهانی علاوه بر صنایع بزرگ، برای کسبوکارهای کوچک و متوسط نیز اهمیت حیاتی دارد؛ چراکه این بنگاهها ستونهای اصلی اشتغال، نوآوری و رشد اقتصادی به شمار میآیند و توانایی آنها در سازگاری با این گذار میتواند نقشی تعیینکننده در توسعۀ پایدار کشورها ایفا کند (تاماسیگا و همکاران، 2025؛ اوون و برنت[8]، 2025). با وجود شتاب فزاینده در روندهای دیجیتالیسازی و الزامات توسعۀ پایدار در سطح جهانی، بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط بهدلیل محدودیتهای ساختاری، مالی و نهادی توان لازم برای پاسخگویی همزمان به این تحولات را ندارند (میک و همکاران، 2024؛ کروگت و همکاران، 2024).[9] گذار توأم بهعنوان ادغام راهبردی فناوریهای نوین و اهداف پایداری، فرصتی مهم برای بازآفرینی مدلهای کسبوکار و دستیابی به رشد پایدار فراهم میکند (تابارس و همکاران، 2025؛ گالینا و همکاران، 2024).
هرچند پژوهشهای متعددی به بررسی گذار توأم پرداختهاند، بیشتر آنها بر صنایع بزرگ و سیاستهای کلان متمرکز بوده و کمتر به شرایط خاص SME و چالشهای بومی این بنگاهها توجه داشتهاند. (ابیلاکیمووا و همکاران، 2025؛ کریشنان، 2024)[10] مطالعات محدودی مانند راداویکیوت و همکاران (2024) به نبود نقشهراههای مالی و سیاستی اشاره کردهاند و برخی همچون کریشنان (2024) شکافهای مهارتی را در صنایع بزرگ مطرح کردهاند. همچنین چهارچوبهای پیشنهادی نظیر تابارس و همکاران (2025) کمتر به اقتضائات SME پرداخته و پژوهشهایی مانند «ماریا، لئون و همکاران»[11] (2024) بر ضرورت تحلیلهای بسترمحور تأکید دارند. این شکاف در حالی برجسته است که کسبوکارهای کوچک و متوسط نقش مهمی در اشتغال، نوآوری و رشد اقتصادی کشورهای درحالِتوسعه دارند (تاماسیگا و همکاران، 2025). بنابراین شناسایی دقیق موانع و عوامل توانمندساز گذار توأم در سطح SME ضرورتی اساسی دارد. این پژوهش تلاش میکند به پرسشهای زیر پاسخ دهد که مهمترین چالشهای SME در اجرای گذار توأم چیست؟ چه عواملی بهعنوان توانمندساز یا تسهیلگر روند گذار عمل میکنند؟ روابط علّی و معلولی میان آنها چگونه است و چگونه میتوان از این شناخت برای تدوین نقشهراهها و راهبردهای سیاستی مناسب برای حمایت از گذار توأم در SME بهره گرفت؟
اهمیت نقشه کسبوکارهای کوچک و متوسط در اقتصاد، ریشه در پتانسیلها و مزایای متعدد فعالیت آنها دارد. ایجاد اشتغال با سرمایهگذاری کم، نوآوری و خلاقیت، پویایی بخشیدن به صنعت، تقویت رقابتپذیری، جلوگیری از انحصارگرایی شرکتهای بزرگ و انعطافپذیری در برابر نوسانات اقتصادی ازجمله مزایا هستند (کروگت و همکاران، 2024؛ صنعان احمدی، کیهانیان و رضایی، ۱۴۰۲). در ایران تعریف واحدی از SME ارائه نشده است و از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است. در طبقهبندی بنگاههای صنعتی ایران برحسب اندازه بنگاه به چهار گروه ۴۹-۱۰ نفر کارکنان، ۹۹-۵۰ نفر، ۱۴۹-۱۰۰ نفر، ۱۵۰ نفر و بیشتر تفکیک شدهاند که از این میان، سه گروه نخست در زمره کسبوکارهای کوچک و متوسط قرار دارند. این صنایع حدود 80% از کل صنعت کشور را تشکیل میدهند و بیش از 94% از تعداد کل صنایع فعال را شامل میشوند. علاوه بر این، صنایع کوچک بهتنهایی 41% از اشتغال کشور را به خود اختصاص دادهاند. با توجه به نقش SME در اشتغالزایی، نوآوری و توسعۀ اقتصادی کشورها، توانمندسازی آنها در شرایط گذار توأم اهمیت راهبردی دارد.
برای کسبوکارهای کوچک و متوسط، گذار توأم بهویژه مهم است زیرا به آنها کمک میکند تا در بازاری که بهسرعت در حال تغییر است، رقابت کنند. با بهکارگیری فناوریهای دیجیتال، کسبوکارهای کوچک و متوسط کارایی خود را بهبود میبخشند، عملیات خود را سادهتر میکنند و نیازهای مشتریان خود را بهتر برآورده میکنند. درعینِحال، بهکارگیری شیوههای پایدار موجب میشود اعتبار آنها افزایش یابد، مصرفکنندگان آگاه به محیطزیست و پایداری را جذب کند و در درازمدت هزینهها را کاهش دهند. دلیل دیگر حیاتی بودن گذار توام برای کسبوکارهای کوچک و متوسط تقویت نوآوری است. ازآنجاییکه آنها ابزارهای دیجیتال جدید و روشهای پایدار را میپذیرند، اغلب راهحلهای خلاقانهای را برای بهبود محصولات و خدمات خود کشف میکنند. بهعنوان مثال، با استفاده از تجزیهوتحلیل دادهها، یک تولیدکننده کوچک میتواند فرایند تولید خود را برای کاهش ضایعات و مصرف انرژی بهینه کند.
با وجود اهمیت مفهوم «گذار توأم» و رشد آن در سالهای اخیر تحقیقات اندکی با تمرکز بر SME و چهارچوبهای تحلیلی بومیسازیشده وجود دارد. این پژوهش با شناسایی دقیق موانع و عوامل تسهیلکننده، سعی در پاسخ به خلأ موجود دارد و به سیاستگذاران و مدیران کمک میکند نقشهراهها و حمایتهای هدفمند برای تسریع این گذار و افزایش رقابتپذیری کسبوکارهای کوچک و متوسط طراحی کنند.
مفهوم «گذار توأم» به همزمانی و ادغام تحول دیجیتال و پایداری زیستمحیطی اشاره دارد که موجب میشود سازمانها فناوریهای نوین را برای بهبود بهرهوری و همزمان پاسخگویی به مسئولیتهای زیستمحیطی بهکار گیرند (نیو و همکاران، 2023؛ تبنکو[12] و همکاران، 2024 وانگ و همکاران، 2023). تحول دیجیتال شامل فناوریهایی مانند اینترنت اشیا و هوش مصنوعی است که چابکی و نوآوری سازمانی را افزایش میدهد، درحالیکه گذار پایداری به کاهش آثار منفی زیستمحیطی و حرکت به اقتصاد چرخشی تمرکز دارد (لی و لی، 2023). همافزایی این دو گذار میتواند عملکرد زیستمحیطی و نوآوری پایدار را تقویت کند (چی[13] و همکاران، 2022؛ لین و ژیه، 2024). پژوهشها بر اهمیت مؤلفههای سهگانه پایداری و توسعه فناوریهای پاک تأکید دارند و مدلهای کسبوکار دیجیتال و نقشهراههای صنعتی را بهعنوان ابزارهای تحقق گذار توأم معرفی کردهاند (مونترسور و وتسانی[14]، 2023؛ تابارس و همکاران، 2025؛ گالینا و همکاران، 2024). خصوصاً SME بهعنوان بازیگران کلیدی در اشتغال و نوآوری، در این مسیر مورد توجه ویژهاند؛ چراکه گذار توأم میتواند بهرهوری، عملکرد زیستمحیطی و رقابتپذیری آنها را بهبود دهد (آلابی[15] و همکاران، 2024؛ خارب[16] و همکاران، 2024). بااینحال، SME با چالشهایی مانند هزینههای بالا، محدودیتهای مالی، کمبود تخصص و زیرساختهای فناوری ضعیف مواجهاند که اجرای گذار را دشوار میکند (ابیلاکیمووا[17]و همکاران، 2025؛ هارنیدا[18] و همکاران، 2024).
نبود نقشه راه روشن، فقدان همکاری بینبخشی و عدم تطابق سیاستها با ظرفیت بنگاهها نیز موانع مهمی هستند (موری-آلوارادو[19] و همکاران، 2024؛ راداویکیوت[20] و همکاران، 2024). از منظر سیاستگذاری، کمبود چهارچوبهای قانونی متناسب با نیاز SME نیز چالشبرانگیز است. (میک، کووالسکی و کیرولی[21]، 2024(در این زمینه واسطههایی مانند بنگاههای حسابرسی کوچک و خوشههای صنعتی نقش تسهیلگر دارند (کولینی و هاوزمر[22]، 2024؛ اورتیز[23] و همکاران، 2024).
در کشورهای درحالِتوسعه، محدودیتهای زیرساختی و مالی ظرفیت بهرهبرداری از فرصتهای گذار توأم را محدود کرده است (آربیکس، 2007؛ تاماسیگا و همکاران، 2025). بااینحال، توسعه سیاستهای صنعتی سبز، مدلهای بومی اقتصاد چرخشی و نوآوریهای مأموریتمحور چشماندازی مثبت فراهم کردهاند (چیریسا و مونِتا، 2023؛ یائوتیان و همکاران، 2025؛ ژائو و همکاران، 2024). یافتهها همچنین نشان میدهند رابطه میان سرمایهگذاری در پایداری و عملکرد مالی SME غیرخطی است و افزایش بیش از حد بدون هماهنگی با ظرفیتها ممکن است سودآوری را کاهش دهد (بوآکی و همکاران، 2020). برای نمونه، مدل همزیستی انرژی در برخی مناطق باعث کاهش چشمگیر هزینهها و انتشار گازهای گلخانهای شده است (نری و همکاران، 2023). در کل، ادبیات نشان میدهد گذار توأم مفهومی چندوجهی است که موفقیت آن در کسبوکارهای کوچک و متوسط نیازمند فهم تعامل میان چالشهای فناورانه، ساختاری، سیاستی و انسانی است و این شناخت زمینهساز طراحی چهارچوبهای مفهومی بومی و سیاستهای تسهیلگر خواهد بود.
جدول 1: پیشینۀ پژوهش مفهوم گذار توأم
|
نویسنده و سال |
عنوان مقاله |
متغیرها/تمرکز |
نتایج کلیدی |
|
تابارس و همکاران (2025) |
گذار توأم در سازمانهای صنعتی: مفهومسازی، چهارچوب پیادهسازی و برنامه پژوهشی |
ظرفیتسازی، رهبری، زیربناهای فناورانه، همراستایی اکوسیستم |
گذار توام نیازمند هماهنگی راهبردی، سازمانی و فرهنگی برای رقابتپذیری پایدار |
|
میشکو[24] و همکاران (2024) |
بهسوی گذار توأم در بخش کشاورزی و غذایی؟ |
کشاورزی و غذایی، دیجیتالیسازی، پایداری |
گذار توام زنجیرههای تولید و توزیع پاکتر، بهینهتر و اجتماعیتر ایجاد کند |
|
پایهو[25] و همکاران (2023) |
گذار توأم در محیط ساختوساز |
سیاستگذاری، انرژی، فناوریهای ساختمانی |
سیاستها و زیرساختهای شهری-اقلیمی حمایتی برای توانمندسازی و بهرهوری انرژی، کاهش انتشار، اقتصاد چرخشی و توسعه پایداری گسترده |
|
برآونوری[26] (2022) |
کشاورزی و مناطق روستایی در مواجهه با گذار توأم |
دیجیتالیسازی روستایی، سیاست پایداری |
گذار توأم در حوزه کشاورزی و مناطق روستایی، نیازمند سیاستهای تحولزا با جهتگیری روشن، یکپارچگی بازار و نگرش بازاندیشانه است |
|
رحمان و همکاران (2023) |
گذار توأم و صنعت ۴.۰ |
عوامل پایداری و دیجیتال در صنعت مد |
تأکید بر پتانسیل 0/4 برای رقابت پایدار |
|
آنه ولهویس[27] (2023) |
مدیریت گذار توأم: نقش سازمانهای پژوهشی و فناوری در همگرایی گذار دیجیتال و پایداری |
نقش سازمانهای تحقیق و فناوری در همگرایی دیجیتال و پایداری |
تأکید بر نقش کلیدی سازمانهای فناوری در تسهیل گذار توأم |
|
گالینا و همکاران (2024) |
مفهوم توسعه مدل کسبوکار برای SME در عصر گذار توأم |
توسعه مدل کسبوکار، SMEs، گذار توأم |
چهارچوبی برای توسعه مدلهای کسبوکار SME در گذار توأم |
|
اسمیت و لی (2023) |
مرور انتقادی گذارهای دیجیتال و پایداری توأم: پیامدها، همافزاییها و مبادلات |
مرور ادبیات، همافزاییها و تضادها در گذار توأم |
نقش کلیدی بخش عمومی در هدایت هر دو گذار و سیاستگذاریهای مناسب برای تشویق نوآوری و پذیرش فناوریهای دیجیتال |
|
چی وانگ و وانگ[28]، (2022) |
پژوهش درباره سازوکار تأثیرگذاری عملکرد نوآوری شرکتها در زمینۀ تحول دیجیتال |
تحول دیجیتال، عملکرد نوآوری، عوامل تأثیرگذار بر نوآوری سازمانی |
تحول دیجیتال با تقویت توانمندیها، نوآوری شرکتها را افزایش میدهد و مهارتهای کارکنان و حمایت فناوری نقش میانجی دارند. |
در جدول فوق مطالعات اخیر با موضوع گذار توأم در ادبیات علمی را ارائه شده است که غالب آنها با تمرکز بر صنایع مختلف و بنگاههای کوچک و متوسط انجام شدهاند. با توجه به شکافهای پژوهشی به چالشهای کسبوکارهای کوچک و متوسط، شناسایی عوامل توانمندساز و توجه به شرایط بومی کمتر اشاره شده است. به همین جهت ضرورت مطالعه ادبیات و بهرهگیری از نظرات خبرگان این حوزه برای شناخت چالشها و توانمندسازهای گذار توأم در کسبوکارهای کوچک و متوسط وجود دارد.
این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی، چالشها و توانمندسازهای گذار توأم (تحول دیجیتال و پایداری) در SME را بهصورت نظاممند شناسایی و تحلیل کرده است. در بخش کیفی، روش تحلیل مضمون برای استخراج مفاهیم کلیدی بهکاررفته است. دادهها از دو منبع مرور نظاممند ادبیات پژوهش با مطالعه 49 مقاله از سال 2023 تا 2025 و مصاحبههای نیمهساختاریافته با 11 نفر از مدیران SME و فعالان مرتبط تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها براساس الگوی ششمرحلهای براون و کلارک (2006) و با نرمافزار MAXQDA انجام شد.
در بخش کمّی، تکنیک DEMATEL برای تحلیل روابط علّی و معلولی میان مؤلفههای استخراجشده استفاده گردید. براساس ادبیات پژوهش روش فوق معمولاً تعداد ۱۰ تا ۲۰ خبره را برای اطمینان از تنوع و درعینِحال همگرایی قضاوتها توصیه میکند که در این پژوهش با توجه به معیارهایی همچون سابقه افراد، مواجهه با موضوع گذار در عملیات و یا مفهوم تعداد 15 نفر انتخاب شدند. (فونتلا و گابوس، 1976) ماتریس مقایسهای با نظرات 15 خبره تکمیل و پس از نرمالسازی، ماتریس کلی روابط محاسبه شد. سپس شاخصهای تأثیرگذاری (R) و تأثیرپذیری (C) هر مؤلفه محاسبه و مؤلفههای اثرگذار (علّی) و اثرپذیر (معلولی) تفکیک شدند. این ترکیب کیفی-کمّی به درک عمیقتری از ساختار علّی گذار توأم در SME منجر شد.
نمودار 1: مدل مفهومی روش مطالعه
در مرحله نخست تحلیل مضمون، هدف اصلی محقق آشنایی با دادههای اولیه بود. برای این منظور، متون مصاحبههای نیمهساختاریافته با مدیران SME و کارشناسان تحول دیجیتال و پایداری چندینبار با دقت مرور شد (جدول ۲). این فرایند با هدف شناسایی الگوهای معنایی، مفاهیم تکرارشونده و زمینههای پنهان در گفتههای مشارکتکنندگان انجام گرفت. همچنین 49 مقاله علمی مرتبط، بهعنوان دادههای مکمل بررسی شدند تا بینشهایی از ادبیات مرتبط با گذار توأم در SME بهدست آید. با یادداشتبرداری از مفاهیم کلیدی، ایدههای اولیه کدگذاری مشخص شد. این مرحله، زمینهساز درک عمیقتر دادهها و بنیان تحلیلهای بعدی شد.
جدول 2: کدهای شناسای مصاحبه
|
کد |
سمت شغلی |
نوع سازمان (SMEs) |
سابقه کاری |
نوع مصاحبه |
|
P1 |
مدیر |
کارگاه تولیدی قطعات فلزی (تولیدی) |
12 سال |
حضوری |
|
P2 |
کارشناس دیجیتال |
شرکت خدمات بیمه (خدماتی) |
6 سال |
تلفنی |
|
P3 |
مالک و مدیر |
فروشگاه زنجیرهای کوچک (خردهفروشی) |
22 سال |
حضوری |
|
P4 |
مدیرعامل |
شرکت مشاوره مدیریت (خدماتی) |
17 سال |
تلفنی |
|
P5 |
کارشناس IT و امور اداری |
مرکز آموزشی خصوصی حضوری و آنلاین تحصیلی |
5 سال |
حضوری |
|
P6 |
مشاور و مدیر |
در حوزه روانشناسی و مشاوره تخصصی |
13 سال |
تلفنی |
|
P7 |
مدیرعامل |
تولید قطعات خودرو – صنعت تولیدی سنتی |
20 سال |
تلفنی |
|
P8 |
مدیر و کارشناس |
حوزه بستهبندی پایدار – صنعت پایدار و نوآور |
7 سال |
حضوری |
|
P9 |
مدیر |
خدمات فناوری اطلاعات برای آموزش آنلاین |
12 سال |
تلفنی |
|
P10 |
مدیر و کارشناس |
مرکز اقامتی و بومگردی |
10 سال |
حضوری |
|
P11 |
مدیرعامل |
نوپا در فناوری کشاورزی |
5 سال |
حضوری |
در مرحله دوم، کدگذاری باز بهصورت دستی و با کمک Excel و MAXQDA2024 بر روی دادههای مصاحبه و مقالات علمی انجام شد. برای بخشهای حاوی مفاهیم تکرارشونده، کدهای توصیفی اختصاص یافت که هم بازتاب محتوای واقعی بودند و هم قابلیت دستهبندی مفهومی داشتند. کدهای اولیه شامل موضوعاتی چون «موانع مالی»، «چالشهای فناورانه»، «نقش سیاستگذاری»، «فشار بازار»، «محرکهای درونسازمانی»، «فقدان زیرساخت»، «نوآوری» و «همکاری بیرونی» بودند. در این مرحله، تمرکز بر توصیف دادهها بدون تفسیر برای حفظ عینیت تحلیلی بود.
جدول 3: نمونهای از کدهای اولیه مقالات و مصاحبهها
|
|
گزاره-واحد معنایی |
کد اولیه |
منبع داده |
|
1 |
کارکنان در برابر فناوری مقاومت میکنند |
مقاومت سازمانی |
مصاحبه با P5 |
|
2 |
نیاز به نقشه راه داریم چون نمیدانیم از کجا شروع کنیم |
نبود نقشه راه |
مصاحبه با P2 |
|
3 |
SME فاقد زیرساخت دیجیتال مناسب هستند |
ضعف زیرساخت دیجیتال |
(Abilakimova et al., 2025) |
|
4 |
سیاستهای حمایتی ناکافی هستند |
چالش سیاستی |
(Owen & Burnett, 2025) |
|
5 |
ارائه تحلیلی جامع از چگونگی تأثیر فناوریهای دیجیتال بر ایجاد درآمد ناشی از فعالیتهای نوآورانه و انواع نوآوری |
چالش مالی |
(Radaviciute et al., 2024) |
|
6 |
بالا بودن میانگین سنی افراد در تعامل و انطباق با فناوری |
چالش منابع انسانی |
مصاحبه با p5 |
|
7 |
امکان گزارشگری دقیق و راحت در هرلحظه |
توانمندساز فناوری |
مصاحبه با p6 |
|
8 |
برنامهریزی راهبردی، تغییر فرهنگ شرکتی و درک عمیق فرصتهای دیجیتال |
توانمندساز منابع انسانی و آموزش |
(Tebenko et al., 2024) |
|
9 |
ارائه یارانههای هدفمند و کمکهای مالیاتی |
حمایتهای دولتی |
(Tamasiga et al., 2025) |
|
10 |
کسب مزیت رقابتی ناشی از همکاری در سطح منطقه |
همکاری و شبکهسازی |
(Ferlito, 2024; Radaviciute et al., 2024) |
با تحلیل دادههای بهدستآمده از مصاحبههای نیمهساختاریافته و مقالات علمی منتخب، مجموعهای از مضامین اولیه در رابطه با چالشهای گذار توأم در SME استخراج شد (مرحله سوم). این مضامین، شامل موانع فناورانه، مالی، نهادی و ساختاری هستند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر پذیرش و اجرای همزمان فناوریهای دیجیتال و اقدامات پایداری محیطزیستی در این سازمانها تأثیر میگذارند. جدول (4)، نمایی کلی از مضامین، تعاریف و کدهای استخراجشده از مصاحبهها و متون علمی ارائه میدهد و مبنایی منسجم برای تحلیلهای عمیقتر فراهم میسازد.
جدول 4: نمونه اولیه کدها و مضامین از منابع تحقیق
|
کدهای مرتبط |
مضمون اولیه |
تعریف مضمون |
منبع |
|
نبود زیرساخت فناوری؛ عدم آمادگی دیجیتال؛ نبود تجهیزات نوین؛ عدم دسترسی همگانی به تکنولوژی و زیرساخت؛ نامتوازنی استفاده از فناوری؛ فشار مشتریان؛ نرمافزارهای پیچیده. |
چالشهای فناورانه، ضعف زیرساخت دیجیتال و فناورانه |
موانع فناورانه و فنی که مانع پذیرش فناوری در SME میشوند |
Abilakimova et al.(2025).p1.p8.p11. P2, P5 |
|
عدم دسترسی به منابع مالی؛ هزینههای بالای پیادهسازی؛ نوسازیهای هزینهبر؛ افزایش هزینههای تولید؛ دسترسی نابرابر به منابع مالی ؛ وجود اثرات بازگشتی؛ اقتصادهای نوظهور؛ نقدینگی محدود. |
چالشهای مالی، ریسکهای مالی در گذار توأم |
محدودیتهای مالی در پذیرش تحول دیجیتال و پایداری در SME |
Owen & Burnett(2025), P1,p7,p11,p1,p4 |
|
نبود سیاستهای حمایتی؛ ضعف انگیزه سیاستی؛ مقررات دشوار؛ محیط جهانی؛ رقابت فراینده بازار؛ نگرانی امنیت غذایی؛ نگرانی آلودگی زیستمحیطی؛تغییرات تحولآفرین؛ اصول پایداری؛ سازوکار پویا و تفاوتها؛ فشارهای سیاسی. |
چالشهای بخشی و ساختاری، چالش قانونی و نهادی |
نبود قوانین مشوق و پشتیبانیکننده برای SME در مسیر گذار |
Krogt et al. (2024), P2,p5,p9 |
|
مقاومت کارکنان ؛ ناآگاهی از فناوری ؛ ترس از تغییر؛ میانگین سنی افراد؛ هزینهبر و زمانبر بودن آموزش. |
چالشهای نیروی انسانی، مقاومت سازمانی و مهارتی |
موانع روانی، مهارتی و فرهنگی در برابر پذیرش گذار نوین |
, Vajjhala & Strang (2018) ,p5,p6,p8,p10,p11, P3 |
|
پیشنهاد نقشه راه ؛ تأکید بر مرحلهبندی؛ ابزار ارزیابی بومیسازی؛ بهرهوری؛ ارزیابی ریسک و کنترل عملیات؛ بازنگری ارزش و مأموریت؛ درک شرایط پویای بازار. |
چالشهای راهبردی و سازمانی، نیاز به ابزارهای راهبری |
SME نیازمند چهارچوب، مدل یا نقشه راه برای پیادهسازی مؤثرند |
Perossa et al. (2023), P1,p5,p7 |
|
مدل بلوغ دیجیتال و پایداری؛ چهارچوبهای مفهومی؛ نقشه راه تحول، شاخصهای ارزیابی عملکرد؛ یکپارچگی فرایندها؛ امنیت دارایی؛ تسهیل و هماهنگی فرایندهای کاری؛جهتگیریهای مدیریتی کلان؛ هماهنگی راهبردها. |
رویکردهای نظاممند، توانمندسازی نظاممند |
تدوین و اجرای ساختارها، فرایندها و ابزارهای یکپارچه برای هدایت برنامهریزی، ارزیابی و اجرای گذار توأم |
Spaltini et al. (2024a),Breiter et al. (2024),Secundo et al. (2024),p6,p8 |
|
یارانههای دولتی برای فناوریهای سبز؛ تسهیلات مالیاتی برای نوآوریهای پایدار؛ حمایت از SME از طریق صندوقهای توسعه نوآوری، برنامههای ملی برای اقتصاد چرخشی؛ چهارچوبهای سیاستگذاری بینالمللی و پیمان سبز اروپا؛ ارائه دیدگاههای تاریخی و بلندمدت. |
حمایتهای قانونی و نهادی، حمایت دولتی و نقش تسهیلکنندگی دولت |
حضور قوانین، نهادها و سیاستهای رسمی که تسهیلگر اجرای اقدامات دیجیتال و زیستمحیطی |
Paiho et al. (2023),Spaltini et al. (2024b),European Commission documents (2019, 2020).p1,p2,p3,p4,p7 |
|
خوشههای نوآوری؛ پلتفرمهای دیجیتال؛ شبکههای بین دانشگاه و صنعت؛ کسب مزیت رقابتی مبتنی بر همکاری؛ تسهیم منافع و تسهیل فرایندکاری؛ برندسازی؛ چابکی عملیاتی. |
همکاری و شبکهسازی، مشارکت با ذینغعان |
مشارکت با بازیگران مختلف برای اشتراک منابع، دانایی و اجرای موفقیتآمیز گذار توأم |
Rahnama et al. (2022), Mas et al. (2024), Gerlitz & Meyer (2021),p6,p7,p8 |
|
مهارتهای دیجیتال؛ آموزش مستمر؛ توسعه ظرفیت انسانی؛ امنیت شغلی؛ دانش و فرهنگ نوآوری؛ مشاورههای تخصصی؛ رضایت کارکنان؛ بازخوردهی مناسب. |
سرمایهگذاری بر انسانی و آموزش مناسب |
توانمندسازی کارکنان برای استفاده از فناوریهای نوین و اجرای پایداری |
Christmann et al. (2024) ,Zhang et al. (2024a, 2024b), Liang & Sun (2024), p1,p2,p4 |
|
هوش مصنوعی؛ اینترنت اشیا؛ سامانه رزرواسیون دیجیتال؛ I4.0؛ پلتفرمهای داده؛ اتوماسیون سبز؛سامانه بارگذاری و گزارشگری مستمر. |
نوآوری فناورانه و بهرهوری مبتنی بر نوآوری دیجیتال |
استفاده از فناوریهای نوین برای افزایش بهرهوری، نوآوری و پایداری |
Ferlito (2024), Rehman et al. (2023), Sjödin et al. (2024),p5,p6,p8,p9 |
در مرحله چهارم، مضامین اولیه حاصل از کدهای پیشین بازبینی شدند تا انسجام درونی، تمایز بیرونی و ارتباط آنها با دادهها، اهداف پژوهش و سؤالات تحقیق ارزیابی شود. این بررسی در دو سطح انجام گرفت: نخست، تناسب هر مضمون با کدهای مرتبط سنجیده شد؛ سپس میزان همپوشانی مضامین و پوشش محتوایی آنها تحلیل گردید. در صورت لزوم، مضامین ضعیف یا نامرتبط حذف یا ادغام و برخی به مضامین فرعی تفکیک شدند. نتیجه این مرحله، ساختاری شفاف و منسجم از مضامین نهایی برای تحلیلهای بعدی فراهم کرد.
شکل 1: ماتریس همپوشانی کدها براساس منابع تحقیق Maxquda (2024)
در مرحله پنجم، مضامین بازبینیشده بهطور دقیق نامگذاری و تعریف شدند (جدول ۵). هدف، تبیین روشن ماهیت و حدود معنایی هر مضمون و ایجاد ارتباط مفهومی با سؤال پژوهش بود. عناوین مضامین بهگونهای انتخاب شدند که گویا، مفهومی و قابلفهم برای مخاطب علمی باشند و دلالتهای نظری لازم را منتقل کنند. برای هر مضمون، توصیف کوتاه و نمونهای از کدهای پشتیبان ارائه شد. همچنین، تمایز معنایی مضامین با یکدیگر بررسی گردید تا از همگنی درونی و تفکیکپذیری آنها اطمینان حاصل شود.
جدول 5: کدهای اولیه، مضامین و ابعاد تحقیق
|
بُعد کلی |
نام مضمون |
تعریف مضمون |
کدهای پشتیبان (نمونهای) |
|
چالشها |
چالشهای مالی |
موانع مالی در تأمین منابع برای اجرای فناوریها و اقدامات پایداری |
کمبود بودجه، هزینههای بالا، عدم دسترسی به منابع مالی، ریسکپذیری کم بانکها |
|
چالشهای فناورانه |
ضعف زیرساختهای دیجیتال و پیچیدگی در پیادهسازی فناوریهای جدید |
فقدان ICT، Industry 4.0، Green IT، سازگاری نرمافزارها، عدم دسترسی به دادههای کاربردی |
|
|
چالشهای نیروی انسانی |
مشکلات مرتبط با مهارت، آموزش و پذیرش نیروی کار |
کمبود آموزش، مقاومت کارکنان، فرهنگ تغییرگریز، کمبود متخصص دیجیتال و پایداری |
|
|
چالشهای راهبردی و سازمانی |
نداشتن نقشه راه و راهبرد مشخص برای همراستایی دیجیتال و پایداری |
نبود برنامهریزی راهبردی، تعارض اهداف، تمرکز بر بقا کوتاهمدت |
|
|
چالشهای بخشی و ساختاری |
موانع مرتبط با ویژگیهای خاص صنعت، جغرافیا یا ساختار سازمان |
عدم تطابق مقررات وابستگی به منابع سنتی، عدم چابکی ساختاری |
|
|
توانمندسازها |
رویکردهای نظاممند |
طراحی و اجرای فرایندهای ساختیافته و همسو با اهداف دیجیتال و زیستمحیطی |
مدلهای بلوغ دیجیتال، نقشه راه گذار توأم، ارزیابی چرخه عمر، برنامهریزی راهبردی یکپارچه |
|
حمایتهای قانونی و نهادی |
وجود قوانین، سیاستها و برنامههای حمایتی برای تسهیل پیادهسازی |
مشوقهای دولتی، نقشهراههای ملی، چهارچوبهای بینالمللی (SDGs، EU Green Deal) |
|
|
همکاری و شبکهسازی |
تعامل با بازیگران مختلف برای افزایش منابع، دانش و پذیرش |
خوشههای نوآوری، مشارکت با دانشگاهها، شبکههای صنعتی، یادگیری همکارانه، افزایش بهرهوری |
|
|
سرمایۀ انسانی و آموزش |
توسعه مهارتها و توانمندیهای کارکنان برای پذیرش و اجرای گذار توأم |
برنامههای آموزشی، ارتقا مهارتهای دیجیتال و پایداری، آموزش درونسازمانی، فرهنگ یادگیری مستمر |
|
|
نوآوری فناورانه |
بهرهگیری از فناوریهای نوین برای ارتقا بهرهوری و پایداری سازمانی |
استفاده از هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، فناوری دوقلو دیجیتال Industry 4.0، راهکارهای IT سبز/ پایداری |
درمجموع 60 سند شامل مقالات علمی و مصاحبههای تخصصی در زمینۀ پیادهسازی گذار توأم در سازمانها مورد بررسی و کدگذاری قرار گرفت (جدول 6). نتایج تحلیل مضمون نشان داد که ۹۱٫۶۷ درصد از اسناد شامل کدهای مربوط به توانمندسازها و ۷۱٫۶۷ درصد شامل کدهای مرتبط با چالشها بودهاند. این امر بیانگر تمرکز پژوهشگران بر شناسایی عوامل تسهیلکننده در کنار مشکلات ساختاری و اجرایی در مسیر تحول دیجیتال و پایداری سازمانهاست. از میان توانمندسازها، بیشترین فراوانی مربوط به «حمایتهای قانونی و نهادی» (64/23درصد اسناد دارای کد معتبر) و «رویکردهای نظاممند» (18/18 درصد) بوده است. این مسئله اهمیت سیاستگذاری کلان وجود چهارچوبهای اجرایی شفاف و نقش راهبردهای ساختاریافته را در موفقیت گذار توأم نشان میدهد. همچنین «نوآوری فناورانه» و «همکاری و شبکهسازی» نیز در رتبههای بعدی قرار دارند که بر ضرورت تقویت فناوریهای دیجیتال و تعاملات بینبخشی تأکید دارد. «سرمایۀ انسانی و آموزش» تنها در 64/3 درصد از اسناد دیده شده که نشاندهنده توجه کمتر منابع بررسیشده به ابعاد نرمافزاری و مهارتی گذار است. در زمینۀ چالشها، بیشترین تکرار مربوط به «چالشهای بخشی و ساختاری» (91/27 درصد) و «چالشهای راهبردی و عملیاتی» (28/16 درصد) بوده است. این یافتهها نشان میدهد که سازمانها در مناطق مختلف یا صنایع خاص، بهطور متفاوتی با موانع گذار مواجه هستند و نبود برنامهریزی راهبردی، هماهنگی بینحوزهای و چشماندازهای بلندمدت، از موانع اصلی در پیادهسازی گذار توأم محسوب میشوند. «چالشهای مالی» و «چالشهای فناوری» کمترین فراوانی را داشتهاند که ممکن است بهدلیل محدودیت در دسترسی به اطلاعات داخلی یا تمایل پژوهشها به تمرکز بر مسائل ساختاری و کلان باشد.
جدول 6: گزارش کدهای مقالات و مصاحبهها براساس دو مضمون اصلی چالشها و توانمندسازها Maxquda(2024)
|
تعداد اسناد |
درصد |
درصد (معتبر) |
توانمندسازها |
تعداد اسناد |
درصد |
درصد (معتبر) |
چالشها |
|
13 |
67/21 |
64/23 |
حمایتهای قانونی و دولتی |
12 |
00/20 |
91/27 |
چالشهای بخشی و ساختاری |
|
10 |
67/16 |
18/18 |
رویکردهای نظاممند |
7 |
67/11 |
28/16 |
چالشهای راهبردی و عملیاتی |
|
10 |
67/16 |
18/18 |
نوآوری فناورانه |
4 |
67/6 |
30/9 |
چالشهای منابع انسانی |
|
6 |
00/10 |
91/10 |
همکاری و شبکهسازی |
2 |
33/3 |
65/4 |
چالشهای مالی |
|
2 |
33/3 |
64/3 |
سرمایۀ انسانی و آموزش |
1 |
67/1 |
33/2 |
چالشهای فناورانه |
|
14 |
33/23 |
45/25 |
سایر موارد |
17 |
33/28 |
53/39 |
سایر موارد |
|
60 |
100 |
- |
کل اسناد تحلیل شده |
60 |
100 |
- |
کل اسناد تحلیل شده |
برای تکمیل تحلیل مضمون و ارائه تصویری جامع از محتوای دادههای گردآوریشده، سه ابرکلمه مجزا شامل ابرکلمات حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته، مقالات علمی منتخب و مضامین کلی نهایی (پیوست 1)، تهیه شد. ابرکلمات مصاحبهها بیانگر ادراکها و تجربیات عملی مدیران SME درباره چالشها و فرصتهای گذار توأم است که واژگانی نظیر «هزینه»، «زیرساخت»، «نوآوری»، «آموزش» و «مشتری» در آن برجستهاند. در مقابل، ابرکلمات مقالات علمی بیشتر ناظر بر مفاهیم مفهومی و راهبردی همچون «دیجیتالیسازی»، «پایداری»، «سیاستگذاری»، «اقتصاد چرخشی» و «فناوریهای نوین» هستند. همچنین، ابرکلمات نهایی مرتبط با مضامین کلی (چالشها و توانمندسازها) نشان میدهد که مفاهیمی همچون «حمایت نهادی»، «رویکرد نظاممند» و «نوآوری فناورانه» در مرکز دغدغههای تحلیلی قرار دارند. این تمایز و همپوشانی در واژگان، همراستایی تحلیلها و غنای محتوایی منابع داده را تقویت میکند.
برای سنجش سهم نسبی هر منبع داده در تحلیل مضمون، شاخص «درصد تخصیص بیشترین کدها به مقالات و مصاحبهها» با استفاده از نرمافزار MAXQDA محاسبه شد. این شاخص میزان تمرکز محتوایی مضامین هر منبع را نسبت به دو بُعد اصلی پژوهش نشان میدهد (جدول ۷). براساس نتایج تحلیل دادهها، از مجموع ۳۲۱ بخش کدگذاریشده، ۱۷۸ بخش (۵۵/۴۵ درصد) به مضامین توانمندسازها و ۱۴۳ بخش (۴۴/۵۵ درصد) به چالشها اختصاص یافتهاند. این توزیع حاکی از آن است که در دادههای گردآوریشده، سهم مضامین مربوط به توانمندسازها اندکی بیشتر بوده است؛ امری که میتواند بیانگر تمرکز منابع بر عوامل تسهیلگر گذار توأم در سازمانها باشد. در ادامه، تحلیل کیفی مضامین هر دسته ارائه خواهد شد.
جدول 7: درصد تخصیص بیشترین کدها مقالات و مصاحبهها به ابعاد کلی پژوهش
|
|
Segments |
Percentage |
|
Enablers |
178 |
55/45 |
|
Challenges |
143 |
44/55 |
|
TOTAL |
321 |
100/00 |
در نهایت، چهارچوب نهایی مضامین در شکل (۲) ارائه شد که در آن مضامین کلی در دو دسته اصلی «توانمندسازها» و «چالشها» سازماندِهی شدهاند و هر بعد با تعداد کدهای مربوط مشخص گردیده است. این ساختار مفهومی، مبنایی برای تحلیل تفسیری در مراحل بعدی پژوهش فراهم میسازد.
شکل 2: مضامین نهایی پژوهش
این کدها که در قالب ابعاد اصلی و مضامین فرعی سازماندِهی شدهاند، پیچیدگی چندسطحی گذار توأم در ابعاد اقتصادی، فناورانه، نهادی و انسانی را منعکس میکنند. نتایج نشان میدهد چالشهای فناورانه، مالی، زیرساختی و انسانی موانع اصلیاند، درحالیکه نوآوری، حمایت قانونی، رویکرد نظاممند نقش توانمندساز دارند. در این تحلیل منابع انسانی از منظر چالش مؤید کمبود مهارت و مقاومت کارکنان است و در نقش توانمندسازی خود به برنامههای آموزش و سرمایهگذاری بر مهارت اشاره دارد. در گذار توأم، شناسایی چالشها آغاز مسیر است و استفاده از توانمندسازها برای خنثیسازی آنها اهمیت اساسی دارد. جدول (۸) نشان میدهد که چگونه توانمندسازها میتوانند به سازوکارهایی برای رفع چالشهایی چون کمبود منابع مالی و ضعف زیرساخت تبدیل شوند.
جدول 8: سازوکارهای پیشنهادی برای مقابله چالشها با توانمندسازها
|
بُعد کلیدی |
چالش اصلی |
توانمندساز پیشنهادی |
سازوکار مقابلهای پیشنهادی |
منابع |
|
فناورانه |
کمبود زیرساخت دیجیتال؛ پیچیدگی پیادهسازی فناوریهای جدید |
نوآوری فناورانه؛ مراکز نوآوری دیجیتال (DIHs)؛ پلتفرمهای مقرونبهصرفه |
استفاده از پلتفرمهای استاندارد و آماده، برونسپاری تکنولوژی، توسعه خوشههای فناورانه برای اشتراک منابع |
(Marra et al., 2024; Radaviciute et al., 2024) |
|
مالی |
محدودیت نقدینگی؛ هزینههای بالای پیادهسازی فناوری؛ ریسک سرمایهگذاری |
سیاستهای حمایتی مالی؛ معافیت مالیاتی؛ وامهای کمبهره |
طراحی یارانهها و مشوقهای هدفمند برای SME، تدوین بستههای تشویقی برای کاهش ریسک سرمایهگذاری در فناوریهای سبز و دیجیتال |
(A. V. D. Krogt et al., 2024; Owen & Burnett, 2025) |
|
انسانی و مهارتی |
کمبود نیروی انسانی متخصص؛ ضعف در آموزش دیجیتال؛ مقاومت در برابر تغییر |
برنامههای آموزشی؛ توانمندسازی نیروی انسانی ؛ همکاری با دانشگاهها |
ایجاد برنامههای آموزش مهارتی کوتاهمدت برای کارکنان SME، نهادینهسازی فرهنگ نوآوری از طریق آموزش مداوم، ایجاد مسیرهای انگیزشی برای مشارکت در پروژههای نوآورانه |
(Harnida et al., 2024; Ortiz et al., 2024) |
|
قانونی و نهادی |
نبود سیاستهای هماهنگ؛ ضعف در سیاستگذاری بخشی؛ مقررات سختگیرانه |
حمایت دولت؛ نقشه راه بومی؛ چهارچوبهای بینالمللی مانند SDGs |
تدوین چهارچوبهای سیاستی چندسطحی، مشاوره سیاستی به نهادهای مقرراتگذار، هماهنگی بین وزارتخانههای اقتصادی، فناوری و محیطزیست برای حمایت ترکیبی |
(A. V. D. Krogt et al., 2024; Mick, Kovaleski, Mick, et al., 2024) |
|
سازمانی و راهبردی |
فقدان نقشه راه مشخص؛ دیدگاه کوتاهمدت؛ ناهماهنگی در بخشها |
طراحی نقشه راه بومی؛ چهارچوبهای مفهومی ترکیبی |
توسعه چهارچوبهای راهبردی بومیسازیشده با مشارکت ذینفعان محلی، استفاده از ابزارهای مشارکتی در برنامهریزی گذار مانند foresight و سیستمهای تصمیمگیری مشارکتی |
(Gallina et al., 2024; Tabares et al., 2025) |
|
بخشی و ساختاری |
وابستگی به منابع طبیعی؛ ضعف ساختار اقتصادی مناطق؛ فاصله در دسترسی به فناوری |
سیاستگذاری منطقهای؛ توسعه خوشههای صنعتی؛ نهادهای واسط محلی |
توسعه مناطق پایلوت برای اجرای گذار توأم، ایجاد خوشههای نوآوری منطقهای، طراحی مشوقهای خاص مناطق کمتر توسعهیافته در جذب فناوری و منابع |
(Brunori, 2024; Radaviciute et al., 2024) |
در بخش دوم سؤالات و بهمنظور تحلیل روابط علّی و معلولی میان چالشها و توانمندسازهای گذار توأم در SME در بخش دوم از روش DEMATEL بهره گرفته شد. در گام نخست، ماتریس روابط مستقیم با استفاده از میانگین قضاوت خبرگان تهیه گردید. این ماتریس شامل 10 عامل اصلی پژوهش بود که در پنج چالش (C1 تا C5) و توانمندسازهای (C6 تا C10) طبقهبندی شدهاند (جدول 9). میانگین مقادیر ماتریس روابط مستقیم نشان داد که برخی عوامل مانند چالش مالی (C1)، چالشهای فناورانه (C2)، چالشهای ساختاری و بخشی (C5) و سرمایۀ انسانی و آموزش (C9) دارای بیشترین اثرگذاری مستقیم بر سایر عوامل هستند. برای مثال، چالشهای مالی (C1) تأثیر بالایی بر چالشهای نیروی انسانی (C3)، چالش بخشی و ساختاری (C5) و توانمندساز سرمایۀ انسانی (C9) دارد. همچنین، عامل سرمایۀ انسانی (C9) نیز اثرگذار بر تمامی عوامل دیگر بهویژه توانمندسازها مانند نوآوری فناورانه (C10) و حمایتهای سیاستی (C7) بوده است. در مقابل، مؤلفههایی نظیر چالشهای راهبردی (C4) و همکاری و شبکهسازی (C8) بیشتر در نقش عوامل پذیرا ظاهر شدهاند. در این گام، پس از تهیه ماتریس روابط مستقیم عوامل گذار توأم، نرمالسازی انجام شد تا مقادیر تأثیر استاندارد و مقیاس مقایسه بین عوامل حفظ شود. طبق روش فونتلا و گابوس (1976)، بیشترین مجموع سطری برابر ۱ در نظر گرفته شد (فوتلا وگابوس، 1976)
جدول 9: ماتریس روابط مستقیم نرمال شده
|
معیارها |
C1 |
C2 |
C3 |
C4 |
C5 |
C6 |
C7 |
C8 |
C9 |
C10 |
|
C1 |
0 |
0/074 |
0/094 |
0/09 |
0/104 |
0/094 |
0/123 |
0/072 |
0/108 |
0/104 |
|
C2 |
0/082 |
0 |
0/074 |
0/098 |
0/112 |
0/106 |
0/094 |
0/096 |
0/108 |
0/123 |
|
C3 |
0/094 |
0/094 |
0 |
0/106 |
0/092 |
0/108 |
0/112 |
0/094 |
0/108 |
0/102 |
|
C4 |
0/106 |
0/102 |
0/086 |
0 |
0/106 |
0/096 |
0/117 |
0/1 |
0/074 |
0/072 |
|
C5 |
0/121 |
0/098 |
0/092 |
0/082 |
0 |
0/09 |
0/106 |
0/086 |
0/119 |
0/074 |
|
C6 |
0/1 |
0/104 |
0/102 |
0/115 |
0/094 |
0 |
0/121 |
0/094 |
0/1 |
0/104 |
|
C7 |
0/1 |
0/108 |
0/102 |
0/078 |
0/117 |
0/098 |
0 |
0/096 |
0/09 |
0/123 |
|
C8 |
0/061 |
0/092 |
0/102 |
0/092 |
0/092 |
0/094 |
0/084 |
0 |
0/092 |
0/102 |
|
C9 |
0/123 |
0/123 |
0/07 |
0/098 |
0/094 |
0/092 |
0/123 |
0/098 |
0 |
0/121 |
|
C10 |
0/098 |
0/117 |
0/096 |
0/096 |
0/108 |
0/104 |
0/121 |
0/104 |
0/092 |
0 |
براساس نتایج بهدستآمده عامل سرمایۀ انسانی و آموزش (C9) بیشترین تأثیرگذاری نسبی را بر سایر عوامل دارد. بهعنوان نمونه، میزان تأثیر آن بر C1 و C2 معادل 123/0 بوده که در بالاترین دامنه تأثیر قرار دارد. عامل چالش مالی (C1) تأثیر قابلتوجهی بر C7 و C9 دارد (به ترتیب 123/0 و 108/0). مؤلفه همکاری و شبکهسازی (C8) و چالشهای نیروی انسانی (C3) در اکثر موارد تأثیرات کمتری را نسبت به سایر مؤلفهها ثبت کردهاند. نتایج نشان دادند که پس از نرمالسازی، الگوهای تأثیرگذاری میان عوامل حفظ شده اما در مقیاسی استاندارد قابل مقایسه درآمدهاند. مؤلفههایی مانند سرمایۀ انسانی و آموزش (C9) و چالش مالی (C1) همچنان از بیشترین مجموع تأثیرگذاری برخوردار بودند.
برای درک دقیق روابط علّی میان چالشها و توانمندسازها در گذار توأم، از شاخصهای تأثیرگذاری (R) و تأثیرپذیری (C) استفاده شد تا نقش هر عامل در ساختار شبکهای و تعاملات نظاممند مشخص گردد. نتایج نشان دادند که مؤلفههایی نظیر چالشهای نیروی انسانی (C3)، رویکردهای نظاممند (C6) و سرمایۀ انسانی و آموزش (C9) دارای مقدار مثبت در شاخص علیت بوده و درنتیجه، بهعنوان عوامل علی و اثرگذار بر سایر مؤلفهها شناخته میشوند. بهویژه، چالشهای مرتبط با مهارت و پذیرش فناوری از سوی کارکنان، نهتنها بهطور مستقیم بر اجرای فناوریهای نوین اثر میگذارند، بلکه بهطور غیرمستقیم موجب شکلگیری مقاومت سازمانی و ضعف در بهرهبرداری از حمایتهای سیاستی میشوند. در مقابل، مؤلفههایی همچون حمایتهای سیاستی و نهادی (C7)، چالشهای بخشی و ساختاری (C5) و چالشهای مالی (C1) بیشترین مقدار منفی در شاخص R–C را دارند، بنابراین در نقش عوامل اثرپذیر یا معلول ظاهر شدهاند. این نتیجه نشان میدهد که سیاستها و زیرساختهای مالی غالباً تابعی از دیگر شرایط محیطی، انسانی و فناورانه در بنگاهها هستند. همچنین، بررسی شاخص R+C که نمایانگر درجه اهمیت و تعامل کلی هر مؤلفه است، حاکی از آن بود که حمایتهای سیاستی و نهادی (C7)، نوآوری فناورانه (C10) و سرمایۀ انسانی و آموزش (C9) بیشترین تأثیر در شبکه روابط علی دارند. این یافتهها بر ضرورت تمرکز بر این سه مؤلفه در طراحی مداخلات سیاستی و برنامهریزیهای گذار تأکید دارند. سیاستگذاران و مدیران بنگاهها باید در طراحی نقشه راه گذار توأم، تمرکز اولیه را بر عوامل علی مانند تقویت مهارتهای انسانی، توسعه مدلهای گذار ساختیافته و بهکارگیری فناوریهای نوین قرار دهند و همزمان از طریق آنها بهصورت غیرمستقیم بر عوامل اثرپذیر نظیر سیاستهای کلان و ساختارهای مالی و بخشی تأثیرگذار باشند (ابیلاکیمووا و بوترز، 2025؛ گالینا و همکاران، 2024). چنین رویکردی میتواند به بهینهسازی منابع، کاهش موانع اجرایی و افزایش تابآوری SME در گذار دیجیتال و پایداری کمک کند (جدول 10 و شکل 6).
جدول 10: ماتریس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری معیارها
|
معیارها |
C1 |
C2 |
C3 |
C4 |
C5 |
C6 |
C7 |
C8 |
C9 |
C10 |
|
R |
8/166 |
8/415 |
8/574 |
8/083 |
8/18 |
8/759 |
8/57 |
7/71 |
8/807 |
8/769 |
|
C |
8/352 |
8/578 |
7/756 |
8/046 |
8/655 |
8/313 |
9/309 |
7/948 |
8/388 |
8/688 |
|
C+R |
16/52 |
16/99 |
16/33 |
16/13 |
16/84 |
17/07 |
17/88 |
15/66 |
17/19 |
17/46 |
|
R-C |
-0/186 |
-0/163 |
0/818 |
0/037 |
-0/474 |
0/445 |
-0/739 |
-0/238 |
0/419 |
0/081 |
براساس نتایج حاصل از تحلیل ماتریس تأثیرگذاری و تأثیرپذیری (R−C)، عامل چالش نیروی انسانی (C3) با بالاترین مقدار مثبت (81/0+) در جایگاه یک عامل کاملاً اثرگذار قرار دارد؛ بهطوریکه میتواند سایر مؤلفههای گذار دیجیتال و پایداری را در SMEبه شکل گستردهای تحت تأثیر قرار دهد. این موضوع نشان میدهد که توانمندی منابع انسانی، مهارتآموزی و پذیرش فرهنگی نقش بنیادینی در موفقیت گذار ایفا میکند. در ادامه، سرمایۀ انسانی و آموزش (C9) با مقدار (41/0+) و رویکردهای نظاممند (C6) با مقدار (44/0+) نیز در زمره عوامل اثرگذار اصلی قرار دارند. این یافتهها بر اهمیت آموزش مستمر، توسعه مدلهای بلوغ دیجیتال و استقرار نقشهراههای منسجم برای تسهیل تحول دیجیتال و پایداری تأکید میورزند. نوآوری فناورانه (C10) با مقدار (08/0+) نیز گرچه بهصورت ضعیفتر، اما در سمت عوامل نسبتاً اثرگذار طبقهبندی میشود. این عامل در تقویت بهرهوری و افزایش پایداری عملیاتی نقش دارد، هرچند در کنار تأثیرگذاری، خود نیز تحت تأثیر سایر متغیرها قرار میگیرد. در نقطه مقابل، عواملی مانند چالشهای مالی (C1)، چالشهای فناورانه (C2)، چالشهای بخشی و ساختاری (C5)، حمایتهای سیاستی و نهادی (C7) و همکاری و شبکهسازی (C8) با مقادیر منفی R−C در گروه عوامل اثرپذیر یا معلولی جای دارند. به این معنا که این مؤلفهها عمدتاً واکنشی به شرایط علّی بالا هستند و میتوان با تقویت عوامل اثرگذار، پیامدهای آنها را تعدیل نمود. در نهایت، چالشهای راهبردی و سازمانی (C4) با مقدار R−C نزدیک به صفر (03/0+)، در موقعیت میانه یا خنثی قرار میگیرد؛ بهطوریکه بسته به زمینه اجرا، میتواند هم تأثیر بگذارد و هم تأثیر بپذیرد. این عامل بهعنوان یک نقطه تعادل
بین راهبرد و عملیات، نقش مهمی در طراحی چهارچوب گذار دارد.
شکل 6: رابط علی و معلولی میان عوامل
شکل (6)، با ۱۰ گره (عامل یا چالش) و پیکانهای متعدد، روابط علّی میان عوامل را نشان میدهد. این گراف جهتدار متراکم است، بیشتر گرهها ارتباط دوطرفه دارند و گره C7 دارای حلقه خودبازگشت است که بیانگر بازخورد درونی یا سیاستی است.
ازجمله عوامل با بیشترین خروجی (تأثیرگذار) میتوان به حمایتهای سیاستی و نهادی (C7) اشاره داشت که بر گرههای (C1)، (C2)، (C3)، (C6) و (C10) اثر میگذارد و این گره یک اهرم سیاستگذاری کلیدی در سامانه است. چالش راهبردی و سازمانی (C4) بر بسیاری از گرهها ازجمله (C7)، (C6)، (C3)، (C2) و (C5) نقش تعیینکننده در طراحی ساختار و هماهنگی کل سامانه دارد. چالش مالی (C1) بر نوآوری، سرمایۀ انسانی، فناورانه و نیروی انسانی اثر میگذارد و عامل بنیادین برای توانمندسازی بسیاری از حوزههاست. همچنین بیشترین تعداد گرههای ورودی به عامل رویکردهای نظاممند (C6) دارد که نشان میدهد این عامل ترکیبی بسیاری از چالشها و بهعنوان یک نقطه همگرایی سیستمی محسوب میشود. علاوه بر آن، عامل نوآوری فناورانه (C10) تحت تأثیر چالشهای مالی، نیروی انسانی، آموزش، همکاری، حمایتهای نهادی و سیاسی قرار دارد.
شکل 7: نقشه روابط شبکهای
پژوهش حاضر با هدف پاسخ به سه پرسش اصلی انجام شد که مهمترین چالشهای SME در اجرای گذار توأم چیست، چه عواملی بهعنوان توانمندساز و یا چالش عمل میکنند و روابط علّی میان آنها چگونه است. برای پاسخ به این سؤالات، از رویکرد آمیخته شامل تحلیل مضمون 49 مقاله و مصاحبه با 11 خبره و مدلسازی روابط علی - معلولی با تکنیک DEMATEL استفاده شد. نتایج نشان داد پنج دسته چالش شامل بخشی و ساختاری، راهبردی و عملیاتی، منابع انسانی، مالی و فناورانه است که با نتایج پژوهشهای پیشین همسو است. (ابیلاکیمووا و بوترز، 2025؛ باررا[29] و همکاران، 2024؛ هارنیادا و همکاران، 2024 ون در کروگت و همکاران، 2024؛ اوون و برنت، 2025؛ راداویکیوت و همکاران، 2024؛ تبِنکو[30] و همکاران، 2024) پنج دسته توانمندساز شامل حمایتهای سیاسی و نهادی، رویکرد نظاممند، نوآوری فناورانه، همکاری و شبکهسازی و سرمایۀ انسانی و آموزش هستند. (کوستا ملو[31] و همکاران، 2023؛ داس و رنگاراجان[32]، 2020؛ گالینا و همکاران، 2024؛ لین و ژی[33]، 2024؛ موری-آلوارادو[34] و همکاران، 2024؛ اورتیز و همکاران، 2024؛ پروسا و همکاران، 2023) این نتایج به سؤال اول و دوم پژوهش پاسخ مستقیم میدهند. در بخش کمی، روابط علی و معلولی نشان دادند که عواملی همچون منابع انسانی (میانگین سنی بالا، کمبود مهارت و مقاومت)، سرمایۀ انسانی و آموزش و رویکرد نظاممند بیشترین قدرت اثرگذاری بر سایر عوامل را دارند و نقش محرک اصلی ایفا میکنند، درحالیکه عوامل مالی و ساختاری بیشتر اثرپذیر هستند. این پاسخ به سؤال سوم پژوهش است و نشان میدهد مسیر گذار کسبوکارهای کوچک و متوسط نیاز دارند بر حوزههای انسانی و فرایندی تمرکز کنند.
برای موفقیت در گذار توأم دیجیتال و سبز، مدیران SMEs باید ابتدا بر چالشهای منابع انسانی تمرکز کنند. این شامل ارزیابی میانگین سنی کارکنان، شناسایی کمبود مهارتها و مقاومتهای احتمالی نسبت به تغییر است. (ابیلاکیمووا و همکاران، 2025) بهمنظور مقابله با این چالش، توسعه برنامههای آموزشی هدفمند و مستمر برای ارتقای مهارتهای دیجیتال و رعایت عوامل پایداری ضروری است (کاستا ملو و همکاران، 2023؛ مونترسور و وتزانی، ۲۰۲۳) و ایجاد یک رویکرد نظاممند برای مدیریت تغییر، شامل مربیگری، یادگیری سازمانی و فرهنگ پذیرش نوآوری، میتواند نقش محرک اصلی را ایفا کند. همزمان، لازم است زیرساختها و فرایندهای سازمانی تقویت شوند؛ عواملی که بیشتر اثرپذیر هستند، مانند منابع مالی و ساختارها، باید با بودجهبندی هوشمند، اصلاح فرایندها و سرمایهگذاری در فناوریهای دیجیتال پشتیبانی شوند. همچنین، بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال برای بهبود بهرهوری، مدیریت منابع و پایش اثرگذاری اقدامات سبز توصیه میشود (بوآکی و همکاران، ۲۰۲۰؛ پراژووا و همکاران، 2023)، شاخصهای عملکردی پیشرفت سازمان را در هر دو بُعد دیجیتال و سبز اندازهگیری کنند (چن و همکاری، 2023؛ لی و لی، 2023؛ کوستا ملو و همکاران، 2023). در نهایت، سرمایهگذاری هدفمند در منابع انسانی و آموزش، بههمراه پشتیبانی ساختاری و فناوری، زمینه را برای تحقق گذار موفق فراهم میآورد و سایر عوامل بیشتر نقش واکنشی خواهند داشت. پیشنهاد میشود پژوهشگران آتی با استفاده از مطالعات میدانی طولی و مصاحبههای عمیق، اثر توسعه مهارتها و آموزش کارکنان را بر موفقیت گذار دیجیتال و سبز تحلیل کنند، همچنین با جمعآوری دادههای مالی و بررسی سیاستهای حمایتی، نقش منابع مالی و حمایتهای نهادی در پذیرش فناوری و نوآوری سازمانی را ارزیابی کنند. نوآوری فناورانه میتواند از طریق مطالعه پروژههای پیادهسازی فناوری و شاخصهای بهرهوری سنجیده شود و همکاری تیمی نیز با تحلیل شبکههای تعاملات داخلی و بینسازمانی و بررسی مقاومت و مشارکت کارکنان مورد مطالعه قرار گیرد. این روشها امکان ارائه راهکارهای عملی برای بهبود فرایندهای گذار، کاهش مقاومت و افزایش بهرهوری و تابآوری سازمانها را فراهم میآورد.
[1]. Twin transition
[2]. Ogrean
[3]. Tabares
[4]. Hatara & Saari
[5]. Li & Li
[6]. Lin & Xie
[7]. Wang et al.,
[8]. Owen, R., & Burnett
[9]. Mick, Kovaleski, & Chiroli; A. Van Der Krogt et al
[10]. Abilakimova et al.; Krishnan, R.
[11]. Marra, E.; Leone, D.
[12]. Tebenko, V.
[13]. Chi, M.-M.
[14]. Montresor, S., & Vezzani, A.
[15]. Alabi, A. T.
[16]. Kharb, R
[17]. Abilakimova
[18]. Harnida
[19]. Mory-Alvarado
[20]. Radaviciute
[21]. Mick, M, Kovaleski., Mick, R. L., & Chiroli
[22]. Collini, L., & Hausemer
[23]. Ortiz, E
[24]. Myshko
[25]. Paiho
[26]. Brunori
[27]. Anne Veldhuis
[28]. Chi, M.-M., Wang, J.-J., & Wang, W.-J.
[29]. Barrera
[30]. Tebenko
[31]. Costa Melo
[32]. Das, M., & Rangarajan, K
[33]. Lin, B., & Xie
[34]. Mory-Alvarado